تبليغاتX
فرهنگي ، اجتماعي ، سیاسی

firildakh

طه

firildakh

http://firildakh.blogfa.com

فرهنگي ، اجتماعي ، سیاسی

فرهنگي ، اجتماعي ، سیاسی

فرهنگي ، اجتماعي ، سیاسی

"فیریلداخ" وبلاگی شخصی یست و به هیچ حزب و گروه داخلی یا خارجی تعلق ندارد!! خدایا! چگونه زیستن را به من بیاموز ،چگونه مردن را خود خواهم دانست.(دکتر شریعتی)

فرهنگي ، اجتماعي ، سیاسی

 
کاربر مهمان، خوش آمديد!   امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب
هفته چهارم آذر 1388
هفته سوم آذر 1388
هفته دوم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام "فيريلداخ " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید.
اروميه پايتخت واليبال ايران
صداي معلم تشكل آرمان دانشجو سايت آموزشي واليبال تبريز (فريد صلواتي(روزنامه نگار شنگولان دانش ياداشتهاي مشركانه سرزمين مظلوم من شمالغرب روز نوشتهاي يك دانشجو سلام هم وطن جامعه در انتظار موعود مازار نيوز فيلترشكن آزاد تبريز زهره وفايي ابلهی که همه چیز میدانست وبلاگ دوستداران اكبر اعلمي اخرین جنگ ایرانیان پژواك تبريز آذر نيوز اعلمی رئیس جمهور ایران آزاد و دمکراتیک تيموكرات مشق عشق ايمان زرتشتدانشجويان برتر دانشكده صدا و سيما
آرشیو تماس با ما


خاطرات هولناک یک جوان تبریزی

خاطرات هولناک یک جوان تبریزی، از تحمل شکنجه های ضد بشری اعمال شده توسط شکنجه گران

  میللی حرکت: خوانندگان گرامی آنچه که اکنون خواهید خواند حکایت بسیار دردناک یک جوان تبریزی به نام  آقای ج.م. از شکنجه دژخمیان رژیم آپارتاید در بازداشتگاه ناشناخته ای در تبریز است که از ابتدای خرداد سال 1386 تا اوایل تیر ماه همان سال اتفاق افتاده است.
این حکایت واقعی، به مثابه سندی گویا از سرگذشت هولناک ملت آذربایجان است که طی 88 سال گذشته در اسارت بی رحمترین شکنجه گران جهان بوده است.
اکنون نامه ذیل را که توسط یک شهروند آذربایجانی ارسال شده و از جانب یکی از فعالین موثق حرکت ملی آذربایجان مورد تایید قرار گرفته است را تقدیم حضورتان می کنیم.
توجه داشته باشد که برای ممانعت از شناسایی نویسنده این نامه مجبور به عدم بیان برخی از بخشهای آن  شده ایم.

 ..............................................................................................

 نویسنده این نامه که اکنون جوانی 21 ساله است و آن زمان 19 سال بیشتر نداشته است چنین می نویسد:
 اول خرداد سال 1386 برابر با اولین سالگرد قیام میلیونی تبریز، نه بعنوان یک تظاهر کننده بلکه بعنوان یک ناظر در منطقه بازار تبریز در حال تماشای تظاهرات کنندگان و "فریادهای هارای هارای من تورکم" جوانان بودم که ناگهان من و جمعی از کسانی که در اطراف من بودند از سوی نیروهای لباس شخصی و ضد شورش مورد حمله قرار گرفتیم.
من از جانب یکی از نیروهای لباس شخصی بازداشت شدم و به رغم اینکه بارها بر عدم حضور خود در تظاهرات تاکید می کردم به داخل اتوبوس بازداشت شدگان فرستاده شدم.
از همان بدو ورود به اتوبوس، جمع زیادی از جوانان را دیدم که برخی از آنها به شدت مضروب شده بودند.
ماموران ضد شورش و لباس شخصیها که مجهز به باتوم و یا قمه بودند پیوسته وارد اتوبوس می شدند و پس از ضرب و شتم شدید و فحاشی رکیک به بازداشت شدگان به روی آنها نعره می زدند که "اشهد" خود را بگویید  و آگاه باشید که همه شما به زودی اعدام خواهید شد .

در بین ما جوانان زیر 18 سال نیز وجود داشتند و ترس و وحشت تمام وجود آنان را فراگرفته بود.
مدتی که در اتوبوس نشسته بودیم بارها هدف ضرب و شتم وحشیانه با باتوم، چماق و لگد و سیلی قرار گرفتیم، بسیاری مجروح بودند و خون از سر و صورت آنان جاری بود.
قبل از حرکت اتوبوس چشمهای ما را بستند و راهی بازداشتگاهی ناشناخته در تبریز نمودند.
ساعتهای مدیدی بصورت چشم بسته در انتظار بازجویی بودیم و در این میان فریادهای جگر خراش افرادی را می شنیدم که در حال دادن بازجویی بودند.
نوبت به من رسید و یک مامور در حالی که مرا از عقب هل می داد راهی یک اتاق نمود.
بازجو در نخستین واکنش به من گفت که عمرت به انتها رسیده و تنها یک راه برای نجات خود داری و آنهم اینکه به حضورت در تظاهرات اعتراف کنی و نام سازمان دهندگان آنرا بیان نمایی. به شدت ترسیده بودم و هر آن انتظار آن را داشتم که مورد ضرب و شتم قرار گیرم.
نخست مقاومت کردم و گفتم به هیچ وجه در تظاهرات شرکت نکرده ام.  حتی از اینکه بگویم زمان تظاهرات را می دانستم و تنها بعنوان تماشاچی به منطقه بازار تبریز آمده ام بسیار نگران بودم و می ترسیدم به این دلیل گرفتار شکنجه شوم!
به همین دلیل گفتم که ساعتی قبل به بازار ... رفته بودم که موقع خروج بازداشت شدم.
بازجو به دنبال شنیدن این جمله من از جایش برخاست و مرا با خود به یک اتاق ویژه برد.
از من خواست تا نام بازار و ساعت حضور خود را تکرار کنم.
چشمها مرا باز کردند و خود عقب من ایستادند. در جلوی چشمم مونیتورهای زیادی وجود داشت که بصورت زنده در حال نشان دادن بخشهای مختلفی از بازاری بود که من نام آنرا ذکر کرده بودم.
فیلم ساعت مورد ادعای من و دربی را که من از ان داخل شده بودم را در ویدئو گذاشتند. پس از اینکه مطمئن شدند که به هر دلیلی راست نمی گویم دوباره چشمهای مرا بستند و از اتاق خارج کردند.
پس از چند دقیقه خود را در زیر ضربات وحشتناک کابل یافتم.
چندین نفر در حالیکه به شدت فحاشی می کردند بصورت بی رحمانه ای برای قریب به نیم ساعت مرا با کابل زدند و زیر و مشت و لگد گرفتند. با خود گفتم که همینجا خواهم مرد.

طعم خون را در دهانم حس می کردم.
وقتی خسته شدندمجددا راهی اتاق بازجویی شدم.

بازجویی تکرار شد و اقرار کردم که از طریق اینترنت و دوستانم از زمان و مکان تظاهراتی که قرار بود در نخستین سالگرد قیام تبریز در اول خرداد سال 86 برگزار شود آگاه شدم و از روی کنجکاوی و فقط بعنوان تماشاچی به منطقه بازار رفتم و حتی یک کلمه نیز شعار نداده ام.

اما حرفهای من هرگز بازجو را قانع نکرد.

بازجو بر شدت تهدیدات و فحاشیهای خود افزود و خواست تا متن اعتراف آماده شده ای را امضا کنم.

در این متن همکاری با سرویسهای خارجی و خیانت و تلاش برای سرنگون سازی جمهوری اسلامی و اینکه از کرده خود به شدت پشیمانم و حاضرم در برابر تلویزیون اعتراف کنم و از نظام طلب عفو نمایم نوشته شده بود.

از امضای این متن خودداری کردم.

دوباره از اتاق خارج شدم و در حالیکه درد تمام وجودم را گرفته بود به اتاق تنگ و تاریکی که دیگران نیز در آن حضور داشتند رانده شدم.

چشمهایم را بازکردند.نخست جایی را ندیم.

دست مهربانی به سویم آمد و خون لخته شده بر روی پلکهایم را با تکه ای پارچه تمیز کرد. توانستم ببینم. اطرافم پر بود از جوانانی که لت و پار شده بودند.

جرم انان گفتن "هارای هارای من تورکم" و یا حتی جرم برخی چون من فقط شنیدن این جمله بود!

در یک هفته نخست بارها و بارها در حالیکه چشمهایم را بسته بود به اتاق بازجویی برده شدم.

اولین تجربه زندان زندگیم بود.

بعضا فریاد جانخراش زنانه و یا مردانه ای بلند می شد. بازجو می گفت در اتاق بغل مادرت را به زیر کابل گرفته اند. می دانی که قلبش ضعیف است اعتراف کن و جان مادرت و خودت را نجات بده.

چند دقیقه بعد می گفت اکنون برادر کوچکت را داریم می زنیم به او رحم کن...

درحالیکه می گریستم فریاد می زدم که من فقط تماشاچی بودم...

دوباره مرا می گرفتند و با چشمهای بسته به زیر کابل و لگد می گرفتند.

غیر از فحاشیهای ناموسی به آذربایجان، تورکها، ... نیز فحش می دادند.

چند بار بیهوش شدم.

بارها ادرار خونی کردم.

همه جای بدنم به شدت درد می کرد.

یکبار یکی از هم بندانمان را برای بازجویی بردند.

دو ساعت بعد فردی را تحویل ما دادند که از نظر جسمی و روحی در هم شکسته بود و براحتی قابل شناخته شدن نبود.

شکنجه گران دوبار، جمعی از بازداشت شدگان را در حد مرگ شکنجه روحی دادند.

در اواخر هفته اول بازداشتمان، یکبار در نمیه های شب به سللول پر ازدحام ما ریختند و جمعی را ضمن ضرب و شتم و در حالیکه چشمهایشان بسته بود و در حالت ستونی حرکت می دادند به بیرون از ساختمان هدایت کردند.

باد خنک شبهای تبریز را کاملا احساس می کردیم.

چشمهای ما را باز کردند. تقریبا گویی نزدیک به 20 نفر از سلولهای مختلف جمع کرده بودند.

در سمت راست خود یک دیوار خونین و در سمت چپ خود یک جوخه آماده شلیک برای اعدام دیدیم.

گفتند اشهد خود را بگویید.

یکی از زندانبانبان که صورت خود را پوشانده بود وارد جمع قریب به بیست نفری ما شد.

از بین ما سه نفر را انتخاب کرد.

چرا آن سه نفر انتخاب شدند؟!

اصلا جواب به این سئوال مشخص نبود.

هر سه نفر جوانانی بین 20 تا 25 سال بودند.

آنها را جلوی دیوار گذاشتند.

جوخه اعدام منتطر فرمان آتش بود.

در برابر چشمان وحشتزده ما جوخه شلیک کرد و هر سه نفر بر زمین افتادند.

با دیدن این صحنه چند نفر از ناظرین بیهوش شدند. گروهی دچار رعشه شدند...

پس از چند ثانیه که نعره می کشیدند و فحاشی می کردند چشمهای ما را بستند و دوباره راهی سلولهایمان کردند.

این تیرباران در ابتدای هفته دوم نیز تکرار شد.

آین بار 2 نفر را به این صورت با شلیک تیر مورد هدف قرار دادند.

هویت کشته شدگان مشخص نبود. 

ایا واقعا اینان کشته می شدند و یا این نمایش عملیاتی برای وحشت ما بود.

تاکنون نتوانسته ام جواب این سدوال را پیدا کنم.

ضرب و شتم من تا اواسط هفته دوم با کابل تقریبا همه روزه انجام می گردید.

افرادیکه با تجربه بودند می گفتند که احتمالا طی چند هفته آینده آزاد خواهم شد.

آنها می گفتند که شکنجه گران مایل نیستند بعد از آزادی آثار ضربات کابل بر بدن ما مشخص باشد.

پس از یک ماه اسارت در بازداشت گاه ناشناخته تبریز و تحمل ضربات بسیار شدید روحی و جسمی، به قید و ثیقه از زندان آزاد شدم.

هفته های نخست آزادیم مرده متحرکی بیش نبودم.

اکنون که قریب به 2 سال از ان جنایت ضد بشری می گذرد آثار تلخ و شوم این جنایت را با تمام وجود حس می کنم.

این را نوشتم تا امروزه که صحبت از شکنجه و تجاوز زندانیان همه جا را فرا گرفته، جهانیان، ایرانیان و به ویژه فرزندان آذربایجان بدانند که چگونه تنها به دلیل شنیدن شعار هارای هارای من تورکم، شکنجه شدم.

آن روزها در تهران و اصفهان و شیراز و یزد و کرمان...کسی دردها و رنجهای ما را گوش نکرد.

حتی برخیها گفتند که اینان تجزیه طلبند و ارزش زنده ماندن ندارند...

آیا اکنون دانستید که چرا آذربایجان ساکت است!

طه پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388  نظر بدهید!

متن نامه ی میر حسین موسوی به کروبی

متن نامه ی میر حسین موسوی به کروبی

پارلمان نیوز:میرحسین موسوی با نگارش نامه ای خطاب به مهدی کروبی نسبت به اهانت های صورت گرفته به وی در روزهای اخیر به شدت انتقاد کرده و نوشته است:"نامه شما در مورد رفتارهاي زشتي كه در برخي بازداشتگاه‌ها با زندانيان صورت گرفته است ،رسانه غيرملي و روزنامه‌هاي كودتاچيان را دستپاچه كرده است. اين همه دستپاچگي خبر از چه چيز مي‌دهد؟ خبر از خبرهاي وحشتناكي كه ما هنوز اصلاعي از آنها نداريم. خبر از آن كه دروغ چون چركي مسموم روز به روز دامنه خود را گسترش مي‌دهد و به بهانه دفاع از «اصل نظام» غافلان را به حمايت از خود فرامي‌خواند و كسي نمي‌گويد كه «اصل نظام» مردمند"

پس از آنکه مهدی کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملی و از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری طی نامه ای خطاب به هاشمی رفسنجانی از تجاوز جنسی به برخی دختران و پسران بازداشت شده در جریان حوادث پس از انتخابات در بازداشتگاهها خبر داد ،مورد آماج اهانت از سوی برخی جریانات اصولگرا و ائمه جماعات قرار گرفت.مهندس موسوی با نگارش نامه ای نسبت به این رفتار ها با مهدی کروبی واکنش نشان داده است.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام (ره)مجلس متن کامل نامه به شرح زیر است

بسم الله الرحمن الرحيم
 
برادر گرامي حضرت حجت الاسلام و المسلمين كروبي
با سلام  جاي تاسف است كه در نظام اسلامي ما متصديان چندان بي‌طاقت شده‌اند كه حتي تذكر را تاب نمي‌آورند. تذكر از سوي چه كساني؟ از سوي برادرانشان، از سوي كساني چون شما كه عمرشان را صرف انقلاب و نظام اسلامي كرده‌اند.
نامه شما در مورد رفتارهاي زشتي كه در برخي بازداشتگاه‌ها با زندانيان صورت گرفته است رسانه غيرملي و روزنامه‌هاي كودتاچيان را دستپاچه كرده است. اين همه دستپاچگي خبر از چه چيز مي‌دهد؟ خبر از خبرهاي وحشتناكي كه ما هنوز اطلاعي از آنها نداريم. خبر از آن كه دروغ چون چركي مسموم روز به روز دامنه خود را گسترش مي‌دهد و به بهانه دفاع از «اصل نظام» غافلان را به حمايت از خود فرامي‌خواند و كسي نمي‌گويد كه «اصل نظام» مردمند و حكومت بخش كوچكي از نظام و دولت بخش كوچكي از حكومت و مجموعه افرادي كه اين‌گونه رفتارهاي غير انساني را مرتكب شده‌اند تنها بخش كوچكي از كارگزاران اجرايي كشورند.
از كساني كه در زندان‌ها مورد تعدي و تجاوز قرار گرفته‌اند مي‌خواهند كه چهار شاهد عادل با شرايط ويژه ارائه كنند. آيا آنان براي بازداشتن دست خود از گناه هم چهار شاهد مي‌طلبند؟ اينهايي كه مرتكب جرم شده‌اند ايادي حكومت بوده‌اند. آيا حكومت علاقه ندارد بداند دستان او با مردم چه مي‌كنند؟
سخن از دلجويي آسيب ديدگان حوادث اخير گفته مي‌شود. به راستي اين آسيب‌ها چگونه التيام خواهد يافت وقتي كه منكر اصل وقوعشان مي‌شوند و با تهديد و ارعاب ستم‌ديدگان را به سكوت و انصراف از تظلم وادار مي‌كنند؟ دلجويي با پول و زور ممكن نيست بلكه با رسيدگي سريع، صريح و دقيق به دادخواهي آنها و خانواده‌هايشان ممكن است. 
به راستي وظيفه ايماني و انساني يك روحاني انقلابي كه با گزراش‌ها و مراجعات مكرر قربانيان چنين جناياتي روبرو شده است آيا جز كاري است كه شما انجام داده‌ايد؟ انتظار از روحانيت اسلام آن است كه در ابلاغ رسالت‌هاي الهي كه بر دوش او قرار دارد از خدا بترسد و از زورگويان و دروغ‌زنان و متجاوزان، از تهديدها و تضييق‌ها و از هيچ چيز ديگري جز خدا نترسد. در اين روزگار كدام رسالت الهي سنگين‌تر از آن است كه به صريح‌ترين لهجه اسلام را از فجايعي كه رخ داده است و رخ مي‌دهد تبرئه كنيم. اين رسالتي است كه انجام آن جز از روحانيت متعهد بر نمي‌آيد، و اگر در انجام آن كوتاهي شود نخستين گروهي كه از بابت آن ملامت خواهند شد آنان خواهند بود.
عجبا اگر كساني به جاي پرداختن به اين مسئوليت تاريخي به راحتي بر روي آنچه انجام گرفته است چشم بپوشند، به صورتي كه گويي انجام آن اعمال ناشايست بخشي از وظايف نيروهاي امنيتي بوده است، و تنها گناه نابخشودني و سزاوار واكنش آگاه كردن مردم از اين فجايع است.
اينجانب به سهم خويش از شجاعت و تعهد شما تشكر مي‌كنم و اميدوارم تلاش‌هاي شما با همصدايي ديگر استوانه‌‌هاي روحانيت مبارز تقويت شود.
 
برادر شما – مير حسين موسوي
27/5/88

به نقل از : پارلمان نیوز

 متن نامه ی آقای کروبی خطاب به آقای رفسنجانی را در ادامه مشاهده فرمایید!

طه چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

اگر این عکس رو از خاتمی گرفته بودند!!!!

طه دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388  نظر بدهید!

جدیدترین گزارش از روابط جنسی جوانان ایرانی به روايت سازمان ملی جوانان

جدیدترین گزارش از روابط جنسی جوانان ایرانی به روايت سازمان ملی جوانان

جهان نيوز : یک بررسی در سازمان ملی جوانان نشان می دهد که 55 درصد جوانان با جنس مخالف خود ارتباط دارند.

به گزارش خبرنگار اجتماعی جهان در این پژوهش 7 هزار نفری از دختران و پسران مجرد 15 تا 29 ساله که به روش تصادفی انتخاب شده آمده است:30 درصد افراد نمونه فقط رابطه دوستی را انگیزه خود از برقراری رابطه دانسته اند .حدود 34 درصد انتخاب همسر و 14 درصد نیز رابطه جنسی را دلیل دوستی برشمردند.

ابراز محبت از جنس مخالف مهمترین عامل موثر در ایجاد رابطه دوستی تلقی شده است.

43 درصد دخترانی که رابطه داشته اند بیان کردند که تنها با یک نفر رابطه دوستی داشته اند و 57 درصد با بیش از یک نفر دوست بودند.این نسبت ها برای پسران 24 و 76 درصد است.

24 درصد از کسانی که با جنس مخالف ارتباط داشته اند بیان کرده اند که رابطه آنان به آمیزش جنسی منجر شده است.

در استان های خوزستان و گیلان بیش از دیگر استانها این رابطه به رابطه جنسی منجر شده است.

16 درصد از جوانانی که آمیزش جنسی داشته اند به حاملگی بعد از ازدواج اشاره کرده اند .این رویداد برای پسران در همه سنین و برای دختران بعد از 17 سالگی رخ داده است.

درآمد خانوادگی بیش از 15 درصد از جوانانی که ارتباط جنسی دشته اند ،بین 500 تا یک میلیون بوده است.

در این گزارش آمده است که تبادل نگاه در حدود 40 درصد آغازگر رابطه بوده است.
همچنین 40 درصد افراد خیابان را به عنوان مکان آغاز ارتباط با جنس مخالف اعلام کردند،نزدیک به 15 درصد در میهمانی خانوادگی 15 درصد دانشگاه و 12 درصد پارک و بقیه ،مهمانیهای دوستانه را اولین مکان ارتباطی با جنس مخالف دانسته اند.

سازمان ملی جوانان در انتهای این گزارش ملی تاکید می کند که شیوع رابطه با جنس مخالف در میان نوجوانان و جوانان ما به طور چشمگیر افزایش یافته است.

طه شنبه بیست و چهارم مرداد 1388  نظر بدهید!

‌آیا احمدی نژاد مجتهد و عادل و باتقوی است!؟

‌آیا احمدی نژاد مجتهد و عادل و باتقوی است!؟

درپی برکناری محسنی اژه ای از وزارت اطلاعات، احمدی نژاد به استناد اصل‏ يكصد و سي و پنجم قانون اساسی، علوی معاون اطلاعات خارجی را به سرپرستی این وزارتخانه انتخاب کرد. لیکن وی آگاهانه از پذیرش این مسئولیت خودداری ورزیده و حکم احمدی نژاد را باو پس فرستاد.

در پی امتناع علوی از پذیرش سرپرستی وزارتخانه مذکور،، این بار احمدی‌نژاد خود را سرپرست  وزارت اطلاعات معرفی کرد!

الف-طبق اصل‏ يكصد و سي و سوم قانون اساسی وزراء توسط رئيس‏ جمهور تعيين‏ و براي‏ گرفتن‏ راي‏ اعتماد به‏ مجلس‏ معرفي‏ مي‏ شوند.

نظر به اینکه این اصل ظهور در اطلاق دارد و در آن هیج گونه قید و شرطی برای انتخاب وزرا تعیین نشده است، بنابراین رئیس جمهور نیز می تواند از میان افراد دلخواه خود بدون قید و شرطی وزیر انتخاب و جهت کسب رای اعتماد به مجلس معرفی نماید.

با این وجود به موجب ‌ماده واحده قانون تعيين ضوابط و شرايط وزير اطلاعات مصوب 29/2/1362 مجلس شورای اسلامی، وزير اطلاعات از قاعده مذکور در اصل 133 مستثنی شده و برخلاف سایر وزرا باید داراي شرايط زير باشد:

1 - از نظر تحصيلات در حد اجتهاد.

2 - اشتهار به عدالت و تقوي.

3 - داشتن سابقه‌اي روشن از نظر سياسي و مديريت.

4 - عدم عضويت در احزاب - سازمانها و گروههاي سياسي.

با توجه به اینکه قانون گزار برای احراز پست وزارت اطلاعات شرایط ویژه ای در نظر گرفته است، ناگزیر سرپرست این وزارتخانه نیز باید واجد همان شرایط مذکور در قانون یاد شده،یعنی اجتهاد، اشتهار به عدالت و تقوی، دارا بودن سوابق روشن سیاسی و مدیریت و عدم عضویت در گروههای سیاسی باشد، در عیر این صورت صلاحیت احراز سمت سرپرستی وزارت اطلاعات را نخواهد داشت.

این درحالیست که اگر نسبت به بند 3 قانون مذکور به دیده اغماض بنگریم، احمدی نژاد واجد هیچیک از سه شرط دیگر نمی باشد و این بار نیز وی بدون کوچکترین مزاحمتی آزادانه و با تکیه بر خودخواهی های بی حد و حصر خویش به قوانین موضوعه بی اعتنائی کرده است!

با این پیش فرض، این پرسش مطرح می شود که سلطه مستقیم یک فرد غیر واجد شرایط بر یک وزارتخانه حساس چه پیامدهائی را به دنبال خواهد داشت؟

ب- حامیان منحصر کردن خبرگان رهبری به افراد مجتهد، در توجیه نظرات خود استدلال می کنند که چون افراد غیر مجتهد قادر به تشخیص مجتهد نیستند از اینرو لازم است که ابتدا از سوی شورای نگهبان مجتهدین تعیین و سپس به مردم معرفی شوند تا آنها نیز از میان افراد مورد نظر فقهای شورای نگهبان ،خبرگان رهبری را برگزینند!

گرچه بنده با این استدلال کاملا مخالفم، اما اگر استدلال فوق را بپذیریم، در این صورت این پرسش مطرح می شود که چرا انتخاب وزیر مجتهد به یک رئیس جمهور و نمایندگان غیر مجتهد واگذار شده است!؟  

منبع:وبسایت شخصی اکبر اعلمی

طه جمعه بیست و سوم مرداد 1388  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی
۷۰ % دانش‌آموزان ایران دو زبانه اند
موج گسترده بازداشت و احضار فعالان آذربایجانی در تبریز در آستانه ۲۱ آذر
گئوزومده غم واریدی باغلادیم که گئورمیه لر
سایت اینترنتی ساوالان سسی برای چندمین بار در ایران فیلتر شد
اخبار تکمیلی در خصوص صدور احکام سنگین حبس
قسمتی از فیلم اعترافات پخش نشده ابطحی و چند سوال!؟
رژیم لاغری
صدور حکم یک سال حبس تعزیری برای علیرضا فرشی و سیما دیدار از فعالین مدنی آذربایجانی
"ولايت فقيه و قانون اساسى"
پیوندهای فامیلی بعضی از مقامات و اشخاص سیاسی در جمهوری اسلامی
درباره وب
"فیریلداخ" وبلاگی شخصی یست و به هیچ حزب و گروه داخلی یا خارجی تعلق ندارد!!

آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان

لینک دوستان
بخش ویژه

JavaScript Codes -> کانون صنفی معلمان ایران 

www.yaaran.tk



صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما




 Design By ParsTheme & Publish By ParsTheme


www.parstheme.com