تبليغاتX
فرهنگي ، اجتماعي ، سیاسی

firildakh

طه

firildakh

http://firildakh.blogfa.com

فرهنگي ، اجتماعي ، سیاسی

فرهنگي ، اجتماعي ، سیاسی

فرهنگي ، اجتماعي ، سیاسی

"فیریلداخ" وبلاگی شخصی یست و به هیچ حزب و گروه داخلی یا خارجی تعلق ندارد!! خدایا! چگونه زیستن را به من بیاموز ،چگونه مردن را خود خواهم دانست.(دکتر شریعتی)

فرهنگي ، اجتماعي ، سیاسی

 
کاربر مهمان، خوش آمديد!   امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام "فيريلداخ " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید.
اروميه پايتخت واليبال ايران
صداي معلم تشكل آرمان دانشجو سايت آموزشي واليبال تبريز (فريد صلواتي(روزنامه نگار شنگولان دانش ياداشتهاي مشركانه سرزمين مظلوم من شمالغرب روز نوشتهاي يك دانشجو سلام هم وطن جامعه در انتظار موعود مازار نيوز فيلترشكن آزاد تبريز زهره وفايي ابلهی که همه چیز میدانست وبلاگ دوستداران اكبر اعلمي اخرین جنگ ایرانیان پژواك تبريز آذر نيوز اعلمی رئیس جمهور ایران آزاد و دمکراتیک تيموكرات مشق عشق ايمان زرتشت
آرشیو تماس با ما


حقوق زنان

 

جنبش زنان و آذربایجان -آنار صادقی

 

همیشه مبارزه کرده ایم ، در تمام طول تاریخ... ! اما تاریخ داستان ما نیست، چرا که قلم هیچ گاه زبان ما نبوده است... بوده ایم، هر چند کمرنگ ولی بی شک تاثیر گذار، اما هیچ گاه ثبت نشده ایم و امروز درد بی هویتی ، بدون تاریخ، حذفمان می کند...
بسیاری اذعان دارند، آغاز تکوین جنبش زنان را بایستی از لحظه ای دانست که زنان آغاز به نگارش منسجم وضعیت خود کرده اند، چرا که نوشتن یعنی تفکر، یعنی بودن، یعنی... هویت. بی شک لذت بخش است هنگامی که تاریخ مکتوب بیش از 200 سال جنبش زنان اروپا و آمریکا در دستان ماست و زیباست هنگامی که تکاپوی صد ساله ی زنان ایران را نیز می خوانیم، ولی... اینجا در آذربایجان، قلم به کندی در دستانم پیش می رود! همواره تفکر و نوشتن به زبان رسمی، بیگانه با فرهنگ و هویت "خود" دشوار بوده است...
در کجا ایستاده ایم؟

مقدم بر کنش معطوف به تغییر، توصیفی شفاف و علمی و قابل اعتماد از وضعیتی است که در آن قرار گرفته ایم. نتایج بدست آمده از این توصیف، مبین چگونگی عکس العمل در راستای تغییر و بهبود وضع موجود خواهد بود. اما نباید از نظر دور داشت که توصیف وضعیت زنان، همبستگی قوی با جنبش زنان دارد. به عبارتی فعالان عرصه ی حقوق زنان، به توصیف وضعیت هم جنسان خود می پردازند و از این امر، به عنوان " مسئله" برای آغاز مبارزه شان استفاده می کنند.

اگر این قضایا را در چارچوب جامعه ی ایران بریزیم، با 2 متغیر تاثیرگذار رو به رو خواهیم شد:
1. ایران، کشوری با تنوع ملیت ها، قومیت ها و مذاهب است که در ابعاد جغرافیایی بسیار وسیع و ناهمگون، در حال تجربه ی متفاوتی از اشکال سنت و مدرنیته هستند.

2. این تنوع انکارناپذیر، زیر سلطه ی سانتریالیزم که بی شک با ناسیونالیسم فارسی-اسلامی به هم آمیخته از توسعه ی ناموزون رنج می برد. بدین گونه که هر چند در سطح بین المللی توسعه نیافتگی سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و ... ایران دربرگیرنده ی کل کشور است. ولی در تقسیم بندی های درون مرزی، توسعه ویژگی سلسه مراتبی می یابد. بدین ترتیب به میزان تفاوت و دوری از قومیت، مذهب و جنس مسلط و حاکم، استبداد، استعمار و مردسالاری، در یک کلام تبعیض نیز "مضاعف" خواهد شد. هر چند این فشار و تبعیض مضاعف، می تواند برانگیختگی بیشتری برای شکل گیری حرکات اجتماعی برخاسته از بطن مردم ایجاد نماید ولی نباید از نظر دور داشت که هر پویشی برای تبدیل شدن به جنبش نیازمند بستری است که بدان اجازه ی سازمان دهی و تعریف هویت خود را دهد. نمود تاریخی این فضا را می توان در فراگیری گفتمان تجدد، بسترسازی انقلاب فرانسه، انقلاب صنعتی و ... در مورد جنبش زنان اروپا  و آمریکا مشاهده کرد. و درست در همین جاست که تجربه کنندگان تبعیض مضاعف با وجود ملموس بودن مسئله، بستری برای ظهور نمی یابند.
این "توسعه ی ناموزون" در شکل گیری و فعالیت جنبش زنان نیز نمود یافته است. به عبارتی هر چند تمامی زنان در ایران تحت تسلط ساختار و تعاریف مردسالارانه قرار دارند ولی "تفاوت میان زنان" موجب گشته است تا فعال مرکزنشین، از موقعیت بهتری برای توصیف وضعیت موجود و تزریق گفتمان خود برخوردار باشند. البته بی شک این برخورداری نیز نتیجه ی دهه ها مبارزه و هزینه دادن است. به ویژه بعد از انقلاب 57 که فعالان این عرصه برای تداوم جنبش گاهی به مراسم و جلسات مطالعاتی خصوصی متوسل شدند و گاه تنها از طریق چاپ کتاب و نشریه، پایه های گفتمان فمینیستی را مستحکم کردند تا توانستند در 22 خرداد 84 و 85  ، بار دیگر به عرصه ی عمومی بازگردند و از دل تجمع های خرداد، برنامه ی عملی "جمع آوری یک میلیون امضا " برای تغییر قوانین تبعیض آمیز به ثمر بنشیند که تجربه ی آن را دوستانم اینگونه توصیف می کنند: گذر از همبستگی محوری به مطالبه محوری با شعار مرکز گریزی، در جنبشی فارغ از سلسله مراتب.
در دیده ی من هم در آ ...
... باز قلم به کندی پیش می رود! با این مبارزات سیر زیبایی از مقاومت تا جنبش را مرور می کنم، ولی افسوس که احساس بی هویتی ام کمرنگ نشده است. چرا که اینها تجارب من نیستند. من به عنوان "یک زن آذربایجانی" به گونه ای دیگر زیسته ام، همان طور که یک زن کرد، بلوچ، کارگر ... و مگر "فمینیسم" چیزی جز نمود "تجربه ی زنان" است، در بستری از تفاوت های طبقاتی، جغرافیایی، فرهنگی، نژادی... ؟!

قبلا اشاره کردم که توسعه ی ناموزون در جنبش ها، موجب گشته است تا به جای اینکه مثلا شاهد حرکت های هویت مند و تعریف شده ی زنان از نقاط مختلف کشور باشیم که با درهم تنیدن و ارتباط و کنش متقابل، همچون یک سیستم، ارگانیسم کامل جنبش زنان ایران را راهبری کنند، متاسفانه واقعیت نشانگر آن بود که جنبش زنان در تهران سنخیتی با نقاط دیگر کشور نداشت که در نتیجه بایستی یا با سری رشد کرده، به دنبال بدنه ی خود بگردد و یا به تنهایی این بار را به سرمنزل مقصود برساند که البته هیچ یک از این گزینه ها، با شعارهای جنبش زنان هم خوانی ندارد.
بدین ترتیب هر چند فعالین حقوق زن در تهران با قوی کردن پایه های تئوریکشان به عنوان امتیاز کیفی و نیز تنوع سنی فعالین که به عنوان مزیت کمی، امکان انتقال و ارتباط میان نسلی را برایشان فراهم می کنند، فرصتَ آنرا داشتند تا یک خیزش عملی را تجربه کنند و با نگاه به دردمندی مشترک زنان در جامعه ی متکثر ایران، تبعیضات قانونی را به عنوان اولویت کاری خویش برگیزینند، ولی وضعیت در آذربایجان به گونه ای دیگر رقم می خورد...

مهر 1385، تبریز بعد از تهران، اولین شهریست که کارگاه آموزش کمپین را برگزار می کند و با فعال شدن شاخه ی دانشجویی آن، آذربایجان همواره جزء شهرهای پیشرو جمع آوری امضا باقی می ماند. اما مطالبه محوری تهران تازه آغاز همبستگی ما بود!
کمپین، ایستادگی و هزینه دادن در راستای اهداف آن، توانست شبکه ای از فعالان حقوق زنان در کل ایران را ایجاد نماید که البته بازخورد یک فعالیت مشترک در سطحی وسیع نشان دهنده ی تفاوت امکان و فرصت برای فعالیت و حتی ماهیت های گوناگون گفتمان فمینیستی در نقاط مختلف کشور بود.

جنبش زنان در تهران درحالیکه فارغ از فشار مضاعف ناشی از تبعیض مضاعف، گفتمان مستقل خود را به پیش می برد،در آذربایجان فعالین حقوق زن بایستی با مسائل بیشتری دست و پنجه نرم می کردند. دوستانمان در تهران اگر می توانستند فقط هویت و حقوق جنسیتی خود را موضوع فعالیت خویش قرار دهند و با اتکا به پیشینه ی تاریخی، دست به توصیف و تبیین و عمل بزنند، فعالین حقوق زن در آذربایجان بایستی همواره شرایط متفاوت خویش را در نظر بگیرند چرا که آذربایجان در دام شوونیسم فارس و شوونیسم مردانه بیش ازپیش از حذف فرهنگ و سنت خود رنج می برد و این دو شوونیسم هم چون مانعی در مقابل جنبش زنان قد علم کرده اند تا این فعالان نتوانند برای پیشینه ی تاریخی محتوای حرکت خود از این فرهنگ استفاده نمایند و نیز الگوها و نماد های مرد سالاری ستیزانه ی این مرز و بوم را به نسل جدید منتقل کنند . البته بی شک نمی توان ادعا کرد که سنت حاکم بر این سرزمین مردانه نیست ، ولی نمود های بارزی از مبارزه و شکستن این ساختار ها همانند حق رای زنان برای اولین بار در ایران در دولت خود مختار پیشه وری در آذربایجان به سال 1325 ، و یا شاعرانی چون میرزا علی اکبر صابر و معجز شبستری و ... که در آثار خود به موقعیت فرو دست زنان اعتراض کردند و زنان شاعر و مبارزی چون زینب پاشا ، مدینه گلگون ... نیز وجود دارد که نادیده گرفتن آنها می تواند جنبش زنان آذربایجان را وادار به انتخاب استراتژی و تاکتیک هایی نماید که برایند راستین مردم آذربایجان نباشد بدین ترتیب این جنبش ناگزیر از یافتن این عناصر پنهان در گذشته ی تجربی خود می باشد.

هویت درهم تنیده ی انسانی و لزوم مبارزه در آذربایجان برای حفظ و باز تعریف هویت قومی و جنسیتی، شرایطی برای جنبش زنان در آذربایجان فراهم کرده که از جانبی بایستی به علت اشتراک در حاکمیت نمادها، حقوق و ساختارهای مردسالارانه در کل ایران، در فعالیت های جنبش زنان (ایران؟) سهیم باشد و نیز جهت مبرا شدن از اتهام تقلیل گرایی و نادیده گرفتن جنبه های هویتی دیگر، چارچوب تئوریک و عملی برای خود تعریف کند که در عین حفظ استقلال، با جنبش هویت طلبانه ی آذربایجان نیز ارتباط داشته باشد، چرا که خواست ها ی این حرکت نیمی از هویت جنبش زنان آذربایجان را تشکیل می دهد.

لزوم ارتباط، فعالیت و تاثیرگذاری بر جنبش هویت طلبانه ی آذربایجان هنگامی ضرورت می یابد که صادقانه، نگاهی به وضعیت کنونی این جنبش بیاندازیم. حرکت ملی آذربایجان با شعار ساختن آذربایجانی دموکرات، مدرن و توسعه یافته مبارزات خود را آغاز کرد. ولی اکنون دارای ساختاری به شدت مردانه و مردسالارانه است که از دشمن تراشی، بی اعتمادی درون جنبشی، عدم گفتمان مشترک حداقلی، تلاش برای حذف دگراندیشان درون حرکتی، توهم نخبه گرایی و نگاه ابزاری به جنبش ها و گفتمان های دیگر ( حتی در درون آذربایجان) و در یک کلام عدم منش دموکراتیک رنج می برد. با این حال در فضای کنونی ایران که درگیر انسداد سیاسی است بی شک یکی از متغیرهای تاثیرگذار در آینده ی ایران خواهد بود.

تمامی این مقدمات لزوم بسط گفتمان فمینیستی به درون حرکت ملی آذربایجان و نیز ورود "فعالین زن فمینیست" به این عرصه را ضروری می کند. عدم فعالیت، تاثیرگذاری و... در این حرکت، نتیجه ای جز حذف مدنی، حقوقی و سیاسی زنان در آذربایجان فردا را نخواهد داشت.

نتیجه گیری              
1. جنبش زنان آذربایجان، بر آن است تا بحث "نابرابری جنسیتی" و "ستمگری جنسیتی" و "تفاوت میان زنان" را در جنبش زنان پیش برد.
2. سعی در تلفیق دو تئوری "ناسیونالیسم" و "فمینیسم" به همراه نمودهای عملیشان، موجب طولانی تر شدن روند پی ریزی پایه های تئوریک و برداشتن قدم اول : توصیف وضعیت زنان در آذربایجان شده است.
3. زنان فعال آذربایجان به علت شرایط وصف شده، نمی توانند بر روی پیشبرد کمپین در آذربایجان به طور کامل سرمایه گذاری کنند.
4. عدم تسریع در تعریف هویت این جنبش، موجب خواهد شد تا استقلال آن تحت هژمونی حرکت هایی که شمول ایدئولوژی و عمل خود را کلی تر می خوانند، مورد تهدید قرار گیرد.

http://www.qadinsesi.blogfa.com

طه چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387  نظر بدهید!

در مجلس شورای اسلامی چه می گذرد ؟؟؟

 

گامي ديگر جهت كم اثر كردن مجلس؛ حذف شوراي نگهبان، مجمع

تشخيص و مجلس خبرگان از حوزه نظارت نمايندگان

 

 

اؤيرنجي نيوز: تحقيق و تفحص از سه نهاد شوراي نگهبان، مجلس خبرگان و

مجمع تشخيص مصلحت نظام ممنوع شد.نمايندگان مجلس در حالي روز

گذشته راي به ممنوعيت تحقيق و تفحص از اين سه نهاد دادند که پيش از

اين در اصلاح آيين نامه داخلي مجلس چنين محدوديت هايي لحاظ نشده بود

 اما روز گذشته شوراي نگهبان در راستاي ايراداتي که به مصوبه نمايندگان

گرفته بود، خواستار اعمال برخي محدوديت ها در ليست دستگاه هاي

مشمول تحقيق و تفحص شد.

 

 بر اين اساس نمايندگان مجلس مصوب کردند سه نهاد فوق از تحقيق و

 تفحص مستثني هستند. همچنين نمايندگان با الحاق يک تبصره به ماده

198 آيين نامه داخلي مجلس مقرر کردند تحقيق و تفحص از دستگاه هايي

 که زير نظر مقام معظم رهبري هستند با اذن معظم له امکان پذير

است.البته اين اصلاحات در آيين نامه داخلي با اعتراض برخي از نمايندگان در

 راهروهاي مجلس مواجه شد چرا که اين تعداد از نمايندگان معترض بودند

 که شوراي نگهبان نبايد از اين بررسي مستثني مي شد و حداقل شش نف

ر از 12 عضو اين شورا را مجلسي ها با راي اعتماد به آنها تعيين مي کنند و

 به همين دليل نبايد تنها ابزار نظارتي بر شوراي نگهبان و افرادي که با راي

 مجلس انتخاب شدند را محدود کرد. گفتني است شوراي نگهبان علاوه بر

 شش فقيهي که از طرف مقام معظم رهبري انتخاب مي شوند داراي شش

 حقوقدان هم هست که با راي مجلس انتخاب مي شوند. مخالفت برخي از

 نمايندگان با اين مصوبه بيشتر از ماجراي ردصلاحيت ها در آستانه انتخابات

مجلس هشتم و شوراي سوم ناشي مي شد، چنانچه قنبري نماينده ايلام

و مصطفي کواکبيان نماينده سمنان اظهار مي داشتند شايد گاهي

نمايندگان ترجيح دهند از بخشي از فعاليت هاي شوراي فوق در زمان تاييد

صلاحيت ها بررسي هايي صورت گيرد اما ايراد شوراي نگهبان و اصلاح روز

 گذشته سبب مي شود ديگر مجلس نتواند از چنين ابزار نظارتي استفاده

کند.يکي ديگر از اصلاحيه هاي آيين نامه داخلي مجلس مربوط به طرح اخير

نمايندگان مبني بر راي عدم اعتماد به وزرا در صورت راي مجلس به قانع

کننده نبودن پاسخ يک وزير در سه مرحله بود. پيش از اين علي لاريجاني

رئيس مجلس هشتم نمايندگان را قانع کرده بود که از اين پس ساز و کار

سوال از وزرا تغيير کند. به گونه يي که براي طرح يک سوال از وزير در صحن

 علني بايد نظر موافق هيات رئيسه و کميسيون مربوطه وجود داشته باشد.

 لاريجاني در پاسخ به نمايندگاني که معترض به محدود کردن طرح سوال از

وزرا بودند، اين توجيه را آورده بود که براي افزايش تاثير سوال از وزرا پس از

هر بار طرح سوال در صحن علني، از نمايندگان در مورد قانع کننده بودن

پاسخ هاي وزير مربوطه سوال مي شود و اگر مجلس سه بار به قانع کننده

 نبودن پاسخ هاي يک وزير راي مثبت بدهد، اين راي به منزله عدم اعتماد

مجلس به وزير مربوطه خواهد بود و رئيس جمهور موظف است وزير ديگري

را به مجلس معرفي کند.

 

گرچه اين ساز و کار به کام مجلسي ها شيرين آمد و پذيرفتند سه بار راي

منفي به پاسخ هاي يک وزير به منزله راي عدم اعتماد باشد اما شوراي

نگهبان اين ايراد را به اين مصوبه گرفته که اين شيوه مغاير با اصل 89 قانون

 اساسي است چرا که اين اصل رويه استيضاح را که امضاي طرح استيضاح

توسط 10 نفر است را مورد تاکيد دارد. به همين دليل هم مجلس پذيرفت

پس از سه بار راي منفي به پاسخ هاي وزير به سوالات نمايندگان باز هم

بايد 10 نماينده طرح استيضاح را تقديم هيات رئيسه کنند. با تصويب اين

اصلاحيه روال استيضاح براساس همان منوال قبلي منوط به طرحي با 10

 امضا است با اين تفاوت که محورهاي استيضاح سه سوال نمايندگان است

که وزير پاسخ هاي قانع کننده يي براي آن نداشته است.البته نمايندگان در

حالي ماده مذکور را به شرح فوق براي تامين نظر شوراي نگهبان تصويب

کردند که بر مصوبه قبلي خود اصرار داشتند و خواستار ارجاع نظر قبلي شان

 به مجمع تشخيص مصلحت نظام بودند.به دنبال تذکرات مصطفي کواکبيان و

مهدي کوچک زاده ، علي لاريجاني گفت؛ شوراي نگهبان طبق قانون

اساسي به مصوبه پيشين ما ايراد گرفته و ماهم نمي توانيم اين راه را

برخلاف قانون اساسي جعل کنيم.وي خطاب به نمايندگان گفت؛ طبق قانون

 اساسي و در پناه آن بايد امور را پيش ببريم.

  منبع: اعتماد

طه دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387  نظر بدهید!

فیریلداخ

سلام از این پس  فیریلداخ در نظر دارد به مطالب

 سیاسی ـ اجتماعی 

                                     بیشتر بپردازد امّا با نگاهی متفاوت !

 

به مطالب شهر و محله ی خود بیشتر و عمیق تر بیاندیشیم.با خبرهای

داغ به سراغتان می آیم  برای من مهم نیست چند نفر مرا ببینند مهم آن

است که چند نفر به سخنانم می اندیشند و اگر فقط یک نفر در این میان

 جوری دیگر بیاندیشد و چشمها را بشوید برایم کافی یست

فيريلداخ

طه دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387  نظر بدهید!

جملات قصار

 

اگر روزی دشمن پیدا کردی, بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی!

اگر روزی تهدیدت کردند, بدان در برابرت ناتوانند!
 

اگر روزی خیانت دیدی, بدان قیمتت بالاست!
 

اگر روزی ترکت کردند , بدان با تو بودن لیاقت می خواهد!

طه دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387  نظر بدهید!

خفقان!

 

 مشت می کوبم بر در

پنچه مي سايم بر پنجره ها

من دچار خفقانم،خفقان!

من به تنگ آمده ام،از همه چيز

بگذاريد هواري بزنم:

-آي!

با شما هستم!

اين در ها را باز كنيد!

من به دنبال فضايي مي گردم.

لب بامي خو اهم ،

سر كوهي ،

دل صحرايي

كه در آنجا نفسي تازه كنم.

آه!

مي فرياد بلندي بكشم

كه صدايم به شما هم برسد!

 من هوارم را سر خواهم داد!

 چاره درد مرا بايد اين داد كند

 از شما خفته چند!

 چه كسي مي آيد با من فرياد كند؟

طه جمعه بیست و چهارم آبان 1387  نظر بدهید!

شعری طنز

                   

                                                   

                       محكــــــــمة الـهي

 

يه شب كه حسابي خسته بودم                                      همينجوري چشاموُ بسته بودم

سياهي چشام  يه لحظه سُر خورد                                يه دفعه مثل مُرده ها خوابم بُرد

تو خواب ديدم مَحشَر كُبري شده                                    مَحكــــــمة الــهي برپـا شده

خدا نشسته مردم از مرد و زن                                     رَديف رَديف مقابلش وايسادن

چُرتكه گذاشته و حساب مي كنه                                 به بنده هاش عِتاب خطاب مي كنه

آيـــهِ فرستادم كه آدم بشيــد                                         با دلخوشي كنار هم جمع بشيد

دِلاي غم گرفته رو شاد كنيد                                        با فكرتــون دنيا رو آباد كنيد

عقل دادم بريد تدبّـــــر كنيد                                         نه اينكه جاي عقل و كاه پُر كنيد

من بهتون چقدر ماشالا گفتم                                         نَيــــا آفريده باريكــلا گفتــم

من كه هَواتونو هميشه داشتم                                       حتي يه لحظه گشنه تون نذاشتم

امّــا شما بازي نكرده باخْــتيد                                      نشسـتين و خداي جَعلي ساختيد

هر كدوم از شما خودِش خدا شد                                   از مــا و آيه هــاي ما جدا شـــد

يه جُو  زمين و اين همه شلوغي؟                                 اين همه دين و مذهب دروغي؟

حقـيـقتــا‍ً شماهـا خيلي پسـتينْ                                      خر نباشينْ گـاو و نمي پرستين

از تويهِ جَم يكي بُلن شد ايستاد                                      بُـلن بُـلن هِـي صــلوات فرستاد

از اون قيافه هاي پَـشم و پيـلي                                   از اون اُعجـوبه هاي چَرب و چيلي

گُف چرا هيشكي روسَري سَرش نيست؟                     پس چرا هيشكي پيشِ هَمسرش نيست؟

چرا زَنا اينجوري بَد لباسَــــن                                      مَــرداي غِيـْرتي كجــا پَـلاسـن ؟

خدا بهش گـُفت بِتَـمَرگ حرف نزن                               اينجا كه فَرقي ندارن مرد و زن

يارو كِنِف شُد ولي از رو نَرفت                                   حرف خدا از گوش اون تو نرفت

چـِشاشْ ميچـَرخه نميدونم چـِشه                                   آهانْ مي خواد يَواشكي جيم بـِشه

ديد يه كمي سَرش شلوغه خـدا                                     يَواش يَواش شد از جماعت جُدا

با شـِكمي شبيه بــُشكه ي نفـت                                   يهو سرش رو پايين انداخت و رفت

قـَراوُلا چندتا بهش ايستْ دادن                                     يارو وانـَستاد تا جـِلوش ايستادن

فُوري در آورد واسشون چك كشيد                               گف ببَرين وُصول كنيد خُوش بشيد

دِلـَـم براي حــــوريـا لـَـك زده                                      ديــر بــِرسَم يكي ديــگه تك زده

قـَراوُل حضرت حق دَمِشْ گـرم                                   با رِشوه يِ خيلي كـَلون نشود نرم

گوشايِ يارو رو گرفت تو دستِش                                كِشون كِشون بُرد و يه جايي بَستِش

رِشوه ي حاجي رو ضَميمه كردن                                 توي جَـهــنّم اونـو بيــمه كــردن

حاجيهِ داشت بُـلن بـُلن غُر ميـزد                                   داشْ رو اَعْصابا تلـنــگُر ميـزد

خدا بهش گفت ديگه بست كن حاجي                             يه خورده هم حبس نفس كن حاجي

ايـن همـه آدم و مُعـطّـل نــَكن                                       بگيرْ بشـين اين قده كـَل كـَل نكن

يه عالـَمه نامـه داريم نــَخونـده                                       تازه هــنوزكـُراتِ ديـگه مونــده

نامه ي تو پر از كاراي زِشته                                       كـي به تو گفــته جاي تو بهشته؟

بهــش جاي آدماي باحــــاله                                          وِلـت كنم بري بهشت ؟ مــَحاله

يادِته كه چقدر رييا ميكـــردي ؟                                    بـنــده هاي مارو سياه مي كردي ؟

تا يه نفر دور و برت مي ديـدي                                      چـقد وَلا الضّالـيـنو مي كـِشيدي؟

اين همه كه رُوضه و نُوحه خوندي                               يه لوقمه نون دست كسي رِسوندي؟

خيال مي كردي ما حَواسمون نيست                             نظم ونظامِ هستي كـَشكي كَشكي سْ؟

هر كاري كـردي بچـه ها نــــِوشتن                             ميخوايْ برو خودِت ببين تو زونـْكـَنْ

خـُلاصه وقتي يارو فهمـيد ايـــنه                                 بــازم درسـت نميـــتونست بـِشيـــنه

كاسه ي صَبرش يه دَفعه سَر ميرفت                           تا فرصتي گيرْ مي آورد دَر مي رفت

قيــيامـَته اينـجا عَجب جايـيــــي                                  جـــــون شمـا خِـيــلي تماشــايــييهِ

  ...............................                   .                      ....................

      ............                   .                    .............

        ......                       .                       ......

دوستان عزيز سلام اين شعر طنزي كه ملاحظه مي فرماييد فقط حدود

نصف نسخه ي اصلي ميباشد ليكن اگر دوستان نظرات خود را در اين

مورد در قسمت نظرات اعلام دارند بنده با توجه به نظرات سازنده ي

دوستان تصميم مناسب را مبني بر ادامه ي انتشار آن  با توجه به

استقبال شما خواهم گرفت.(شاد باشيد)

طه پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387  نظر بدهید!

احمدی نژاد و انتخابات آینده

  در گفت و گوی تفصیلی با یک نشریه الکترونیکی:

 

 در یک انتخابات سالم احمدی نژاد برنده نیست

 

‎اکبراعلمي‎ ‎نماينده‎ ‎مجلس‎ ‎ششم‎ ‎و هفتم‎ ‎در‎ ‎گفت‎ ‎وگويي‎ ‎تفصيلي‎ ‎با‎ ‎روز‎ ‎به‎

 ‎تاثيرات‎ ‎کاهش‎ ‎بهاي‎ ‎نفت‎ ‎براقتصاد، رابطه‎ ‎ايران‎ ‎وآمريکا، انتخابات‎ ‎

آتي‎ ‎رياست‎ ‎جمهوري، عدم‎ ‎حضور‎ ‎رييس‎ ‎جمهوري‎ ‎درجلسه‎ ‎استيضاح‎

 ‎وزيرکشور‎ ‎و‎ ‎ديگر‎ ‎مساپل‎ ‎جاري‎ ‎کشور‎ ‎پرداخته‎ ‎است. به‎ ‎گفته‎ ‎او‎ ‎دولت‎

 ‎نهم‎ ‎براي‎ ‎برقراري‎ ‎رابطه‎ ‎با‎ ‎آمريکا‎ ‎چنان‎ ‎بي‎ ‎صبري‎ ‎و‎ ‎اشتياقي‎ ‎از‎ ‎خود‎

 ‎نشان‎ ‎مي‎ ‎دهد‎ ‎که‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎سفر‎ ‎به‎ ‎نيورک‎ ‎را‎ ‎جزو‎ ‎سفرهاي‎ ‎استاني‎

‎خود‎ ‎تلّقي‎ ‎مي‎ ‎کند‎ ‎و‎ ‎به‎ ‎اين‎ ‎نيز‎ ‎بسنده‎ ‎نکرده‎ ‎و‎ ‎در‎ ‎چندين‎ ‎نوبت‎ ‎به‎ ‎نامه‎

‎نگاري‎ ‎هاي‎ ‎غير‎ ‎ديپلماتيک‎ ;‎يک‎ ‎طرفه‎ ‎مي‎ ‎پردازد‎ ‎تا‎ ‎شايد‎ ‎از‎ ‎اين‎ ‎طريق‎

 ‎شکستن‎ ‎تابوي‎ ‎مذاکره‎ ‎با‎ ‎آمريکا‎ ‎را‎ ‎در‎ ‎کارنامه‎ ‎خود‎ ‎ثبت‎ ‎نمايد. اين‎ ‎گفت

‎ ‎وگو‎ ‎را‎ ‎مي‎ ‎خوانيد‎:‎

‎‎سوال: با‎ ‎توجه‎ ‎به‎ ‎کاهش‎ ‎بهاي‎ ‎نفت، و‎ ‎به‎ ‎تبع‎ ‎آن‎ ‎کاهش‎ ‎درآمدهاي‎ ‎کشور

‎ ‎و‎ ‎ميزان‎ ‎تخميني‎ ‎صندوق‎ ‎ذخيره‎ ‎ارزي‎ ‎کشور‎ ‎که‎ ‎چيزي‎ ‎حدود‎

۲۵ ‎ميليارد‎ ‎دلار‎ ‎اعلام‎ ‎شده، فکر‎ ‎مي‎ ‎کنيد‎ ‎وضعيت‎ ‎اقتصادي‎ ‎کشور‎ ‎طي‎

‎سال‎ ‎اينده‎ ‎چگونه‎ ‎باشد؟‎‎

 

اعلمی: در‎ ‎طول‎ ‎بيش‎ ‎از‎ ‎دو‎ ‎دهه‎ ‎قبل‎ ‎از‎ ‎دولت‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد، ايران‎

‎اقتصاد‎ ‎خود‎ ‎را‎ ‎با‎ ‎بشکه اي‎ ‎بين‎ ۸ ‎تا‎ ۱۵ ‎دلار‎ ‎نيز‎ ‎اداره‎ ‎کرده‎ ‎است، ‏اما‎

 ‎طي‎ ‎سال‎ ‎هاي‎ ۸۴ ‎الي‎ ‎شهريور‎ ۸۷ ‎بدليل‎ ‎افزايش‎ ‎بي‎ ‎سابقه‎ ‎قيمت‎ ‎نفت،

درآمد‎ ‎ارزي‎ ‎ايران‎ ‎تا‎ ‎سقف‎ ۲۶۰ ‎ميليارد‎ ‎دلار‎ ‎افزايش‎ ‎يافت‎ ‎که‎ ‎حدود‎

۵۸ ‎درصد‎ ‎کل‎ ‎درآمد‎ ‎ارزي‎ ‎اين‎ ‎کشور‎ ‎در‎ ۲۷ ‎سال‎ ‎قبل‎ ‎از‎ ‎دولت‎ ‎نهم‎ ‎

بوده‎ ‎است. در‎ ‎اثر‎ ‎اين‎ ‎افزايش‎ ‎قيمت‎ ‎دکتر‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎بدون‎ ‎اينکه‎ ‎به‎ ‎

عاقبت‎ ‎کار‎ ‎بيانديشد‎ ‎و‎ ‎منابع‎ ‎را‎ ‎بخوبي‎ ‎مديريت‎ ‎نمايد، به‎ ‎کمک‎ ‎درآمدهاي

‎ ‎نفتي‎ ‎اقدام‎ ‎به‎ ‎واردات‎ ‎بي‎ ‎رويه‎ ‎کالا‎ ‎نمود‎ ‎تا‎ ‎از‎ ‎اين‎ ‎طريق‎ ‎تورم‎ ‎فزاينده‎ ‎

ناشي‎ ‎از‎ ‎سياست‎ ‎هاي‎ ‎نادرست‎ ‎خود‎ ‎را‎ ‎مهار‎ ‎کند. تا‎ ‎جائيکه‎ ‎طبق‎ ‎

گزارش‎ ‎بانک‎ ‎مرکزي‎ ‎ميزان‎ ‎واردات‎کشورمان ‎تنها‎ ‎در‎ ‎سال‎ ‎گذشته‎

۴۸ ‎ميليارد‎ ‎دلار‎ ‎اعلام‎ ‎شده‎ ‎است‎ ‎و‎ ‎اين‎ ‎در‎ ‎حالي‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎صادرات‎ ‎

غيرنفتي‎ ‎در‎ ‎همان‎ ‎سال‎ ۲۱ ‎ميليارد‎ ‎دلار‎ ‎برآورد‎ ‎گرديده‎ ‎است. از‎ ‎طرفي‎

‎گرچه‎ ‎بودجه‎ ‎سال‎ ۸۷ ‎با‎ ‎نفت‎ ‎بشكه‎ ‎اي‎ ۷۰ ‎دلار‎ ‎بسته‎ ‎شده‎ ‎اما‎ ‎شواهد‎ ‎

حاکي‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎دولت‎ ‎با‎ ‎دور‎ ‎زدن‎ ‎بودجه‎ ‎و‎ ‎برداشت‎ ‎از‎ ‎حساب‎ ‎ذخيره‎ ‎

ارزي‎ ‎مخارج‎ ‎خود‎ ‎را‎ ‎با‎ ‎بيش‎ ‎از‎ ۷۰ ‎دلار‎ ‎تنظيم‎ ‎کرده‎ ‎است. ‏‎

 ‎

در‎ ‎اين‎ ‎صورت‎ ‎تثبيت‎ ‎روند‎ ‎کنوني‎ ‎بدون‎ ‎توسل‎ ‎به‎ ‎حساب‎ ‎ذخيره‎ ‎ارزي‎ ‎

که‎ ‎بنظر‎ ‎مي‎ ‎رسد‎ ‎آنهم‎ ‎در‎ ‎حال‎ ‎تهي‎ ‎شدن‎ ‎مي‎ ‎باشد‎ ‎، ‏مستلزم‎ ‎اين‎ ‎است‎ ‎که

‎ ‎نفت‎ ‎ايران‎ ‎بين‎ ۷۵ ‎تا‎ ۹۵ ‎دلار‎ ‎بفروش‎ ‎برسد. ‏‎ ‎‎ ‎

 

قهرا‎ ‎در‎ ‎اثر‎ ‎سقوط‎ ‎قيمت‎ ‎هر‎ ‎بشكه‎ ‎نفت‎ ‎از‎ ‎مرز‎ ۱۴۷ ‎دلار‎ ‎به‎ ‎کمتر‎ ‎از‎

۶۰ ‎دلار، درآمد‎ ‎ارزي‎ ‎ايران‎ ‎نيز‎ ‎به‎ ‎کمتر‎ ‎از‎ ‎نصف‎ ‎سال‎ ‎مشابه‎ ‎تقليل‎ ‎

خواهد‎ ‎ياقت‎ ‎و‎ ‎در‎ ‎نتيجه‎ ‎با‎ ‎کاهشي‎ ‎معادل‎ ۶۰ ‎تا‎ ۷۰ ‎ميليارد‎ ‎دلار‎ ‎مواجه‎

 ‎خواهيم‎ ‎شد. بديهي‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎اين‎ ‎مقدار‎ ‎کاهش‎ ‎درآمد‎ ‎بر‎ ‎اقتصاد‎ ‎عادت‎

‎داده‎ ‎شده‎ ‎به‎ ‎رونق‎ ‎و‎ ‎ولخرجي، شوک‎ ‎زيادي‎ ‎وارد‎ ‎خواهد‎ ‎کرد. ‏‎ ‎

 

و‎ ‎از‎ ‎آنجا‎ ‎که‎ ‎در‎ ‎شرايط‎ ‎کنوني‎ ‎درآمدهاي‎ ‎نفتي‎ ‎به‎ ‎طور‎ ‎متوسط‎ ‎بين‎ ۷۵ ‎

الي‎ ۸۵ ‎درصد‎ ‎كل‎ ‎درآمد‎ ‎ارزي‎ ‎ايران‎ ‎را‎ ‎تشكيل‎ ‎مي‎ ‎دهد‎ ‎و‎ ‎بيش‎ ‎از‎

 ۵۰ ‎درصد‎ ‎از‎ ‎هزينه‎ ‎هاي‎ ‎عمومي‎ ‎دولت‎ ‎نيز‎ ‎از‎ ‎محل‎ ‎فروش‎ ‎نفت‎ ‎خام‎ ‎

تامين‎ ‎مي‎ ‎شود‎ ‎دشوار‎ ‎بتوان‎ ‎با‎ ‎جايگزين‎ ‎کردن‎ ‎منابع‎ ‎ديگر‎ ‎حتي‎ ‎قسمتي‎

 ‎از‎ ‎درآمدهاي‎ ‎از‎ ‎دست‎ ‎داده‎ ‎را‎ ‎جبران‎ ‎کرد. ‏‎ ‎‎

‎‎ سوال: نتيجه‎ ‎چنين‎ ‎وضعيتي‎ ‎براي‎ ‎مصرف‎ ‎کننده‎ ‎ايراني‎ ‎چيست؟‎

 ‎

اعلمی: ‎با‎ ‎وجود‎ ‎اينکه‎ ‎قيمت‎ ‎کالاهاي‎ ‎وارداتي‎ ‎با‎ ‎افزايش‎ ‎قيمت‎ ‎نفت‎ ‎سير‎

‎صعودي‎ ‎داشته‎ ‎ليکن‎ ‎با‎ ‎کاهش‎ ‎قيمت‎ ‎نفت‎ ‎الزاما‎ ‎قيمت‎ ‎اين‎ ‎کالاها‎ ‎کاهش‎ ‎

نخواهد‎ ‎يافت‎ ‎و‎ ‎دولت‎ ‎ناگزير‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎واردات‎ ‎کالا‎ ‎را‎ ‎به‎ ‎ميزان‎ ‎قابل‎

‎توجهي‎ ‎کاهش‎ ‎دهد‎ ‎که‎ ‎نتيجه‎ ‎آن‎ ‎نيز‎ ‎افزايش‎ ‎رو‎ ‎به‎ ‎تزايد‎ ‎تورم‎ ‎خواهد‎ ‎

بود. ‏‎ ‎‎ ‎

 

[از طرفی] به‎ ‎تبع‎ ‎کاهش‎ ‎درآمد‎ ‎دولت، يارانه‎ ‎هاي‎ ‎پرداختي‎ ‎دولت‎ ‎نيز‎

 ‎كاهش‎ ‎مي‎ ‎يابد‎ ‎که‎ ‎اين‎ ‎امر‎ ‎باعث‎ ‎افزايش‎ ‎فشار‎ ‎بر‎ ‎اقشار‎ ‎کم‎ ‎درآمد‎ ‎

خواهد‎ ‎شد. در‎ ‎اثر‎ ‎كاهش‎ ‎واردات‎ ‎مواد‎ ‎اوليه‎ ‎کارخانجات و سطح‎ ‎توليد

‎ ‎نيز‎ ‎پائين‎ ‎خواهد‎ ‎آمد‎ ‎و‎ ‎لذا‎ ‎نرخ‎ ‎بيکاري‎ ‎رو‎ ‎به‎ ‎افزايش‎ ‎خواهد‎ ‎نهاد.

 ‏‎ ‎‎ ‎

‎ ‎همچنين‎ ‎دولت‎ ‎براي‎ ‎تامين‎ ‎هزينه‎ ‎هاي‎ ‎جاري‎ ‎خود‎ ‎ناگزير‎ ‎به‎ ‎كاهش‎ ‎

بودجه‎ ‎عمراني‎ ‎خواهد‎ ‎شد‎ ‎که‎ ‎اين‎ ‎امر‎ ‎سبب‎ ‎مي‎ ‎شود‎ ‎تا‎ ‎زمان‎ ‎بهره‎ ‎

برداري‎ ‎پروژه‎ ‎ها‎ ‎و‎ ‎قيمت‎ ‎تمام‎ ‎شده‎ ‎آنها‎ ‎نيز‎ ‎افزايش‎ ‎يافته‎ ‎و‎ ‎توجيه‎ ‎فني‎ ‎و‎

 ‎اقتصادي‎ ‎خود‎ ‎را‎ ‎از‎ ‎دست‎ ‎دهند. ‏‎ ‎‎

طرح‎ ‎تحوّل‎ ‎اقتصادي‎ ‎و‎ ‎پرداخت‎ ‎يارانه‎ ‎هاي‎ ‎نقدي‎ ‎نيز‎ ‎که‎ ‎پس‎ ‎از‎ ‎تحمل

‎ ‎افزايش‎ ‎قيمت‎ ‎ها‎ ‎اينک‎ ‎سطح‎ ‎توقّعات‎ ‎گروههاي‎ ‎هدف‎ ‎را‎ ‎افزايش‎ ‎داده‎ ‎و‎

‎مردم‎ ‎در‎ ‎انتظار‎ ‎اجراي‎ ‎طرح‎ ‎و‎ ‎دريافت‎ ‎مابه‎ ‎التفاوت‎ ‎قيمت‎ ‎ها‎ ‎هستند، از

‎ ‎اينرو‎ ‎اگر‎ ‎يارانه‎ ‎هاي‎ ‎مذکور‎ ‎پرداخت‎ ‎نشود‎ ‎اسباب‎ ‎نارضايتي‎ ‎عمومي‎

 ‎را‎ ‎فراهم‎ ‎خواهد‎ ‎ساخت‎ ‎و‎ ‎در‎ ‎مجموع‎ ‎چنانچه‎ ‎اين‎ ‎بحران‎ ‎عالمانه‎ ‎و‎ ‎با‎

 ‎استفاده‎ ‎مطلوب‎ ‎از‎ ‎فرصت‎ ‎هاي‎ ‎موجود‎ ‎مديريت‎ ‎نشود، دولت‎ ‎با‎ ‎

مشکلات‎ ‎بسيار‎ ‎جدي‎ ‎مواجه‎ ‎خواهد‎ ‎گشت. ‏‎ ‎

 

‎‎‎‎ سوال: با‎ ‎توجه‎ ‎به‎ ‎شناختي‎ ‎که‎ ‎ازمجلس‎ ‎داريد، ارزيابي‎ ‎تان‎ ‎از‎ ‎جلسه‎

 ‎استيضاح‎ ‎آقاي‎ ‎کردان‎ ‎چيست؟‎ ‎

 

اعلمی: ‎از‎ ‎يکسو‎ ‎در‎ ‎پي‎ ‎راي‎ ‎اعتماد‎ ‎مجلس‎ ‎به‎ ‎کردان‎ ‎و‎ ‎متعاقب‎ ‎آن‎ ‎

اعطاي‎ ‎مبلغ‎ ‎يکصد‎ ‎ميليون‎ ‎تومان‎ ‎به‎ ‎هريک‎ ‎از‎ ‎نمايندگان‎ ‎و‎ ‎همچنين‎ ‎

انتشار‎ ‎خبر‎ ‎پرداخت‎ ‎چک‎ ‎پنج‎ ‎ميليون‎ ‎توماني‎ ‎به‎ ‎جمعي‎ ‎از‎ ‎نمايندگان‎ ‎

براي‎ ‎بازداشتن‎ ‎آنان‎ ‎از‎ ‎استيضاح‎ ‎وزير‎ ‎کشور، و‎ ‎از‎ ‎سوي‎ ‎ديگر‎ ‎بي‎ ‎

اعتنائي‎ ‎دولت‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎به‎ ‎مجلس‎، ‎از‎ ‎اعتبار‎ ‎و‎ ‎حيثيت‎ ‎مجلس‎ ‎به‎ ‎شدت

‎ ‎کاسته‎ ‎بود، از‎ ‎اين‎ ‎رو‎ ‎استيضاح‎ ‎وزير‎ ‎کشور‎ ‎وي‎ ‎تا‎ ‎حدودي‎ ‎مي‎ ‎توانست‎

‎افکار‎ ‎عمومي‎ ‎را‎ ‎تحت‎ ‎الشعاع‎ ‎خود‎ ‎قرار‎ ‎داده‎ ‎و‎ ‎بخشي‎ ‎از‎ ‎آنرا‎ ‎جبران‎

‎نمايد، به‎ ‎همين‎ ‎سبب‎ ‎همراهي‎ ‎اکثريت‎ ‎مجلس‎ ‎با‎ ‎استيضاح‎ ‎کنندگان‎ ‎و‎ ‎راي

‎ ‎آوردن‎ ‎استيضاح‎ ‎قابل‎ ‎پيش‎ ‎بيني‎ ‎بود. ‏‎ ‎‎

 

‎‎ سوال: به‎ ‎نظر‎ ‎شما‎ ‎عدم‎ ‎حضور‎ ‎آقاي‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎در‎ ‎جلسه‎ ‎استيضاح‎ ‎

کردان‎ ‎را‎ ‎چگونه‎ ‎بايد‎ ‎ارزيابي‎ ‎کرد؟‎ ‎

 

اعلمی: ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎تقريبا‎ ‎به‎ ‎اين‎ ‎نتيجه‎ ‎رسيده‎ ‎بود‎ ‎که‎ ‎استيضاح‎ ‎کردان

‎ ‎راي‎ ‎خواهد‎ ‎آورد‎ ‎و‎ ‎از‎ ‎آنجا‎ ‎که‎ ‎در‎ ‎دولت‎ ‎خود‎ ‎عادت‎ ‎کرده‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎

هميشه‎ ‎حرف‎ ‎خود‎ ‎را‎ ‎به‎ ‎کرسي‎ ‎بنشاند، دفاع‎ ‎وي‎ ‎از‎ ‎کردان‎ ‎در‎ ‎مجلس‎ ‎و‎

 ‎بي‎ ‎توجهي‎ ‎مجلسيان‎ ‎به‎ ‎خواسته‎ ‎او‎ ‎مي‎ ‎توانست‎ ‎به‎ ‎آنچه‎ ‎که‎ ‎او‎ ‎آن‎ ‎را‎

 ‎اقتدار‎ ‎رئيس‎ ‎جمهور‎ ‎مي‎ ‎نامد‎ ‎خدشه‎ ‎وارد‎ ‎سازد. وانگهي‎ ‎آش‎ ‎کردان‎ ‎تا‎

‎آنجا‎ ‎شور‎ ‎شده‎ ‎بود‎ ‎که‎ ‎حتي‎ ‎حسين‎ ‎شريعتمداري‎ ‎نيز‎ ‎که‎ ‎دفاع‎ ‎از‎ ‎همه‎ ‎

اقدامات‎ ‎و‎ ‎تصميمات‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎را‎ ‎بر‎ ‎خود‎ ‎واجب‎ ‎مي‎ ‎داند، بر‎ ‎کردان‎ ‎

تاخته‎ ‎و‎ ‎حضور‎ ‎وي‎ ‎را‎ ‎در‎ ‎کابينه‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎بر‎ ‎نمي‎ ‎تابد، به‎ ‎همين‎ ‎

سبب‎ ‎دفاع‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎از‎ ‎کردان‎ ‎هزينه‎ ‎کردني‎ ‎بود‎ ‎که‎ ‎هيچ‎ ‎درآمدي‎ ‎برآن

‎ ‎مترتب‎ ‎نبود. لذا‎ ‎با‎ ‎عدم‎ ‎حضور‎ ‎خود‎ ‎در‎ ‎مجلس‎ ‎هم‎ ‎مي‎ ‎خواست‎ ‎از‎ ‎دامنه‎

 ‎نارضايتي‎ ‎بعضي‎ ‎از‎ ‎هوادارانش‎ ‎بخاطر‎ ‎دفاع‎ ‎از‎ ‎کردان‎ ‎بکاهد‎ ‎و‎ ‎هم‎ ‎

وانمود‎ ‎کند‎ ‎که‎ ‎از‎ ‎اقدام‎ ‎مجلس‎ ‎در‎ ‎استيضاح‎ ‎کردان‎ ‎ناراضي‎ ‎است‎ ‎

 

البته‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎به‎ ‎نحوي‎ ‎هم‎ ‎تلاش‎ ‎کرد‎ ‎که‎ ‎عدم‎ ‎حضور‎ ‎خود‎ ‎در‎ ‎مجلس‎

‎را‎ ‎به‎ ‎معني‎ ‎ايستادگي‎ ‎اش‎ ‎در‎ ‎برابر‎ ‎زياده‎ ‎خواهي‎ ‎مجلس‎ ‎نشان‎ ‎دهد‎ ‎و‎

 ‎اتفاقا‎ ‎از‎ ‎همين‎ ‎تعبير‎ ‎هم‎ ‎استفاده‎ ‎کرد‎ ‎تا‎ ‎به‎ ‎زعم‎ ‎خود‎ ‎از‎ ‎اين‎ ‎طريق‎ ‎

تضعيف‎ ‎دولت‎ ‎در‎ ‎برابر‎ ‎مجلس‎ ‎را‎ ‎هم‎ ‎بنوعي‎ ‎جبران‎ ‎کرده‎ ‎باشد. ‏‎ ‎

سوال: معمولا‎ ‎مي‎ ‎گويند‎ ‎که‎ ‎سطح‎ ‎دولت‎ ‎ها‎ ‎را‎ ‎بايد‎ ‎با‎ ‎مساپلي‎ ‎که‎ ‎با‎ ‎آن

‎ ‎دست‎ ‎وپنجه‎ ‎نرم‎ ‎مي‎ ‎کنند‎ ‎سنجيد. دولت‎ ‎کنوني‎ ‎هم‎ ‎اکنون‎ ‎با‎ ‎مشکلات‎

‎جدي‎ ‎اقتصادي‎ ‎از‎ ‎يک‎ ‎سو‎ ‎و‎ ‎از‎ ‎مشکلات‎ ‎جدي‎ ‎در‎ ‎حوزه‎ ‎روابط‎ ‎بين‎ ‎

الملل‎ ‎روبروست. درحالي‎ ‎که‎ ‎مساله‎ ‎اصلي‎ ‎کشور‎ ‎طي‎ ‎هفته‎ ‎هاي‎ ‎گذشته‎

‎اين‎ ‎بوده‎ ‎که‎ ‎آيا‎ ‎مدرک‎ ‎وزير‎ ‎کشور‎ ‎تقلبي‎ ‎است‎ ‎يا‎ ‎نه‎ ‎و‎ ‎اگر‎ ‎است‎ ‎چرا‎ ‎

ايشان‎ ‎هنوز‎ ‎در‎ ‎ساختمان‎ ‎وزارت‎ ‎کشور‎ ‎حضور‎ ‎دارند. اين‎ ‎ها‎ ‎را‎ ‎کنار‎

 ‎هم‎ ‎بگذاريم‎ ‎چه‎ ‎تفسيري‎ ‎بايد‎ ‎ازوضعيت‎ ‎دولت‎ ‎داشته‎ ‎باشيم؟‎‎

 

اعلمی: البته‎ ‎اين‎ ‎موضوع‎ ‎مختص‎ ‎به‎ ‎ايران‎ ‎نيست‎ ‎زيرا‎ ‎هم‎ ‎اکنون‎ ‎که‎ ‎

آمريکا‎ ‎به‎ ‎عنوان‎ ‎يک‎ ‎کشور‎ ‎ابر‎ ‎قدرت‎ ‎در‎ ‎حال‎ ‎دست‎ ‎و‎ ‎پنجه‎ ‎نرم‎ ‎کردن‎

 ‎با‎ ‎بحران‎ ‎هاي‎ ‎اقتصادي‎ ‎و‎ ‎سياسي‎ ‎است، پس‎ ‎از‎ ‎پيروزي‎ ‎اوباما، مسائل

‎ ‎پيش‎ ‎پا‎ ‎افتاده‎ ‎اي‎ ‎نظير‎ ‎سگ‎ ‎رئيس‎ ‎جمهور‎ ‎و‎ ‎يا‎ ‎مدرسه‎ ‎دختر‎ ‎وي‎ ‎به‎ ‎

دغدغه‎ ‎خبرنگاران‎ ‎حاضر‎ ‎در‎ ‎جلسه‎ ‎پرسش‎ ‎و‎ ‎پاسخ‎ ‎با‎ ‎اوباما‎ ‎مبدّل‎ ‎مي‎ ‎

شود‎ ‎که‎ ‎احتمالا‎ ‎انتشار‎ ‎جزئيات‎ ‎اين‎ ‎خبر‎ ‎براي‎ ‎مردم‎ ‎آمريکا‎ ‎هم‎ ‎حائز‎ ‎

اهميت‎ ‎است. ‏‎ ‎‎ ‎

 

از‎ ‎طرفي‎ ‎طبيعي‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎اشخاص‎ ‎اعم‎ ‎از‎ ‎حقيقي‎ ‎و‎ ‎حقوقي‎ ‎معمولا‎ ‎براي‎

‎حل‎ ‎مشکلاتي‎ ‎پيشقدم‎ ‎مي‎ ‎شوند‎ ‎که‎ ‎قادر‎ ‎به‎ ‎حل‎ ‎آن‎ ‎باشند‎ ‎از‎ ‎اينرو‎ ‎مجلس‎ ‎

ما‎ ‎با‎ ‎توجه‎ ‎به‎ ‎ترکيب‎ ‎دلخواه‎ ‎شوراي‎ ‎نگهبان‎ ‎نشان‎ ‎داده‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎قادر‎ ‎به‎ ‎

حل‎ ‎مشکلات‎ ‎عمده‎ ‎کشور‎ ‎نيست‎ ‎و‎ ‎شايد‎ ‎به‎ ‎همين‎ ‎سبب‎ ‎براي‎ ‎اثبات‎ ‎خود‎ ‎و‎

‎نشان‎ ‎دادن‎ ‎اينکه‎ ‎در‎ ‎تصميم‎ ‎گيري‎ ‎هاي‎ ‎کشور‎ ‎چندان‎ ‎هم‎ ‎بي‎ ‎تاثير‎ ‎نيست‎

‎گاهي‎ ‎واکنش‎ ‎هائي‎ ‎از‎ ‎خود‎ ‎نشان‎ ‎مي‎ ‎دهد‎ ‎تا‎ ‎موجوديت‎ ‎خود‎ ‎را‎ ‎ثابت‎

 ‎کرده‎ ‎و‎ ‎به‎ ‎رخ‎ ‎ديگران‎ ‎بکشد. ‏‎ ‎‎ ‎

 

اما‎ ‎من‎ ‎برخلاف‎ ‎شما‎ ‎توجه‎ ‎جمعي‎ ‎از‎ ‎نمايندگان‎ ‎به‎ ‎پديده‎ ‎کردان‎ ‎را‎ ‎نه‎ ‎تنها‎

 ‎امر‎ ‎پيش‎ ‎پا‎ ‎افتاده‎ ‎اي‎ ‎نمي‎ ‎دانم‎ ‎بلکه‎ ‎آن‎ ‎را‎ ‎اقدامي‎ ‎مبارک‎ ‎و‎ ‎بسيار‎ ‎مهم‎ ‎و

‎ ‎ضروري‎ ‎مي‎ ‎دانم‎ ‎زيرا‎ ‎اگر‎ ‎دروغگوئي‎ ‎در‎ ‎ارکان‎ ‎قدرت‎ ‎رخنه‎ ‎کرده‎ ‎و

‎ ‎امري‎ ‎عادي‎ ‎تلقي‎ ‎شود‎ ‎همين‎ ‎پديده‎ ‎مي‎ ‎تواند‎ ‎منشاء‎ ‎بسياري‎ ‎از‎ ‎گناهان‎ ‎و‎

‎تخلّفات‎ ‎ديگر‎ ‎شود، به‎ ‎همين‎ ‎سبب‎ ‎نيز‎ ‎دروغگوئي‎ ‎آقاي‎ ‎کلينتون‎ ‎زماني‎ ‎به‎

 ‎بزرگترين‎ ‎بحران‎ ‎کاخ‎ ‎سفيد‎ ‎مبدّل‎ ‎مي‎ ‎شود‎ ‎و‎ ‎مادامي‎ ‎که‎ ‎از‎ ‎مردم‎ ‎

عذرخواهي‎ ‎نکرده‎ ‎فروکش‎ ‎نمي‎ ‎کند.

 

متاسفانه‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎نشان‎ ‎داده‎ ‎است‎ ‎بيش‎ ‎از‎ ‎ايتکه‎ ‎به‎ ‎افراد‎ ‎شايسته‎ ‎

بيانديشد‎ ‎و‎ ‎کار‎ ‎را‎ ‎به‎ ‎کاردان‎ ‎بسپارد‎ ‎بدنبال‎ ‎سرسپرده‎ ‎سالاري‎ ‎است،

اصرار‎ ‎بيش‎ ‎از‎ ‎حدّ‎ ‎وي‎ ‎براي‎ ‎حفظ‎ ‎کردان‎ ‎را‎ ‎هم‎ ‎در‎ ‎همين‎ ‎راستا‎ ‎ارزيابي‎

‎مي‎ ‎کنم. ‏‎

 

‎‎ سوال: بسياري‎ ‎را‎ ‎گمان‎ ‎براين‎ ‎بوده‎ ‎که‎ ‎صندوق‎ ‎ذخيره‎ ‎ارزي‎ ‎بايد‎ ‎خيلي‎

 ‎بيش‎ ‎از‎ ‎آنچه‎ ‎که‎ ‎هم‎ ‎اکنون‎ ‎اعلام‎ ‎شده‎ ‎منابع‎ ‎ارزي‎ ‎را‎ ‎به‎ ‎خود‎ ‎جذب‎ ‎مي‎ ‎

کرد‎ ‎تا‎ ‎هنگامي‎ ‎که‎ ‎بهاي‎ ‎نفت‎ ‎کاهش‎ ‎پيدا‎ ‎مي‎ ‎کند‎ ‎بتواند‎ ‎تغيرات‎ ‎ناشي‎ ‎از‎

‎آن‎ ‎را‎ ‎خنثي‎ ‎کند. به‎ ‎نظر‎ ‎شما‎ ‎سياست‎ ‎هاي‎ ‎اعمال‎ ‎شده‎ ‎براي‎ ‎استفاده‎ ‎از‎ ‎

اين‎ ‎منبع‎ ‎چگونه‎ ‎است؟‎ ‎

اعلمی: اساسا‎ ‎هدف‎ ‎از‎ ‎تشکيل‎ ‎حساب‎ ‎ارزي‎ ‎همان‎ ‎چيزي‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎شما‎ ‎

به‎ ‎آن‎ ‎اشاره‎ ‎کرده‎ ‎ايد‎ ‎و‎ ‎اگر‎ ‎طبق‎ ‎جدول‎ ۸ ‎موضوع‎ ‎ماده‎ ‎يک‎ ‎قانون‎ ‎

برنامه‎ ‎چهارم‎ ‎عمل‎ ‎مي‎ ‎شد، دولت‎ ‎طي‎ ‎سال‎ ‎هاي‎ ۸۴ ‎لغايت‎ ۸۶‎، تنها‎

‎مجاز‎ ‎بوده‎ ‎که‎ ‎جمعاً‎ ۴۷. ۱ ‎ميليارد‎ ‎دلار‎ ‎از‎ ‎درآمدهاي‎ ‎نفتي‎ ‎را‎ ‎هزينه‎

 ‎نمايد‎ ‎و‎ ‎با‎ ‎توجه‎ ‎به‎ ‎اينکه‎ ‎در‎ ‎طول‎ ‎اين‎ ‎مدت‎ ‎درآمد‎ ‎ارزي‎ ‎ناشي‎ ‎از‎ ‎

فروش‎ ‎نفت‎ ‎و‎ ‎گاز‎ ‎کشور‎ ‎بالغ‎ ‎بر‎ ‎‎۱۹۷ ‎ميليارد‎ ‎دلار‎ ‎بوده‎ ‎است، لاجرم

‎ ‎انتظار‎ ‎مي‎ ‎رفت‎ ‎که‎ ‎هم‎ ‎اکنون‎ ‎در‎ ‎حساب‎ ‎ذخيره‎ ‎ارزي‎ ‎کشور‎ ‎رقمي‎ ‎

معادل‎ ۱۵۰ ‎ميليارد‎ ‎دلار‎ ‎ازر‎ ‎ذخيره‎ ‎شده‎ ‎باشد‎ ‎و‎ ‎اگر‎ ‎اين‎ ‎اتفاق‎ ‎رخ‎ ‎مي‎

‎داد‎ ‎يقينا‎ ‎از‎ ‎آمادگي‎ ‎بيشتري‎ ‎براي‎ ‎مقابله‎ ‎با‎ ‎بحران‎ ‎اقتصادي‎ ‎که‎ ‎در‎ ‎پيش‎

 ‎رو‎ ‎داريم‎ ‎مواجه‎ ‎مي‎ ‎شديم. اما‎ ‎متاسفانه‎ ‎دولت‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎با‎ ‎ولع‎ ‎خاصي‎

‎و‎ ‎البته‎ ‎با‎ ‎مجوز‎ ‎مجالس‎ ‎هفتم‎ ‎و‎ ‎هشتم‎ ‎و‎ ‎گاهي‎ ‎هم‎ ‎بدون‎ ‎اخذ‎ ‎مجوز، با‎ ‎

برداشت‎ ‎هاي‎ ‎مکرر‎ ‎از‎ ‎اين‎ ‎حساب‎ ‎که‎ ‎بيش‎ ‎از‎ ۱۳۰ ‎ميليارد‎ ‎دلار‎ ‎تخمين‎

‎زده‎ ‎مي‎ ‎شود، موجودي‎ ‎اين‎ ‎حساب‎ ‎را‎ ‎به‎ ‎کمتر‎ ‎از‎ ۲۵ ‎ميليارد‎ ‎دلار‎ ‎

کاهش‎ ‎داده‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎اگر‎ ‎تعهدات‎ ‎ارزي‎ ‎را‎ ‎نيز‎ ‎در‎ ‎محاسبات‎ ‎خود‎ ‎منظور‎ ‎

کنيم‎ ‎تصور‎ ‎نمي‎ ‎کنم‎ ‎که‎ ‎چيزي‎ ‎در‎ ‎اين‎ ‎حساب‎ ‎باقي‎ ‎بماند.

‏‎ ‎‎ ‎

با‎ ‎کمال‎ ‎تاسف‎ ‎بايد‎ ‎عرض‎ ‎کنم‎ ‎که‎ ‎در‎ ‎هزينه‎ ‎کردن‎ ‎اين‎ ‎ثروت‎ ‎ملي‎ ‎

برگشت‎ ‎ناپذير‎ ‎ردّپاي‎ ‎تدبير، درايت‎ ‎و‎ ‎آينده‎ ‎نگري‎ ‎کمتر‎ ‎ديده‎ ‎مي‎ ‎شود‎ ‎و‎

‎به‎ ‎نظر‎ ‎مي‎ ‎رسد‎ ‎که‎ ‎جاي‎ ‎تحليل‎ ‎هزينه‎ ‎و‎ ‎فايده‎ ‎در‎ ‎تصميمات‎ ‎و‎ ‎سياست‎ ‎

هاي‎ ‎اقتصادي‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎نيز‎ ‎کاملا‎ ‎خاليست. ‏‎ ‎

 

‎‎ سوال: آقاي‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎از‎ ‎اقتصاددانان‎ ‎خواسته‎ ‎که‎ ‎با‎ ‎وي‎ ‎گفت‎ ‎وگو‎ ‎

کنند. اين‎ ‎درحالي‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎وي‎ ‎دو‎ ‎بار‎ ‎نامه‎ ‎بيش‎ ‎از‎ ‎پنجاه‎ ‎تن‎ ‎از‎ ‎

اقتصاددانان‎ ‎را‎ ‎ناديده‎ ‎گرفت. فکر‎ ‎مي‎ ‎کنيد‎ ‎بعد‎ ‎از‎ ‎نزديک‎ ‎به‎ ‎چهار‎ ‎سال‎

 ‎دست‎ ‎ياري‎ ‎خواستن‎ ‎از‎ ‎جامعه‎ ‎دانشگاهي‎ ‎چه‎ ‎معني‎ ‎دارد؟‎ ‎

 

اعلمی:  ‎آن زمان‎ ‎که‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎با‎ ‎تکيه‎ ‎بر‎ ‎درآمدهاي‎ ‎نفتي، خود‎ ‎را‎

‎بي‎ ‎نياز‎ ‎از‎ ‎ديگران‎ ‎مي‎ ‎دانست‎ ‎و‎ ‎با‎ ‎تصور‎ ‎اينکه‎ ‎قيمت‎ ‎فت‎ ‎هرگز‎ ‎از‎ ‎

بشکه‎ ‎اي‎ ۱۰۰ ‎دلار‎ ‎تنزّل‎ ‎نخواهد‎ ‎کرد‎ ‎سوار‎ ‎بر‎ ‎توسن‎ ‎خودخواهي‎ ‎و‎ ‎بلند

‎ ‎پروازي‎ ‎هاي‎ ‎بي‎ ‎نتيجه‎ ‎اش‎ ‎به‎ ‎يکّه‎ ‎پردازي‎ ‎مي‎ ‎پرداخت‎ ‎بايد‎ ‎دورانديشي

‎ ‎را‎ ‎هم‎ ‎چاشني‎ ‎سياست‎ ‎ها‎ ‎و‎ ‎تصميم‎ ‎گيري‎ ‎هاي‎ ‎خود‎ ‎مي‎ ‎کرد‎ ‎تا‎ ‎اکنون‎ ‎که‎

 ‎حساب‎ ‎ذخيره‎ ‎ارزي‎ ‎تهي‎ ‎شده‎ ‎و‎ ‎قيمت‎ ‎نفت‎ ‎به‎ ‎عنوان‎ ‎سهل‎ ‎الوصول‎ ‎

ترين‎ ‎منبع‎ ‎درآمدي‎ ‎دولت‎ ‎در‎ ‎سراشيبي‎ ‎قرار‎ ‎گرفته‎ ‎است‎ ‎دست‎ ‎نياز‎ ‎دراز‎

‎کردن‎ ‎به‎ ‎سوي‎ ‎کارشناسان‎ ‎نشانه‎ ‎استيصال‎ ‎و‎ ‎درماندگي‎ ‎محسوب‎ ‎نشود.

 به‎ ‎نظرم‎ ‎ضرب‎ ‎المثلي‎ ‎که‎ ‎مي‎ ‎گويد‎ "‎جيک‎ ‎جيک‎ ‎مستونت‎ ‎بود، ‏فکر‎ ‎

زمستونت‎ ‎بود؟‎ " ‎به‎ ‎بهترين‎ ‎وجهي‎ ‎مي‎ ‎تواند‎ ‎زبان‎ ‎حال‎ ‎دولت‎ ‎احمدي‎ ‎

نژاد‎ ‎باشد. ‏‎ ‎‎ ‎

 

‎‎ سوال: شانس‎ ‎آقاي‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎را‎ ‎در‎ ‎انتخابات‎ ‎دور‎ ‎اينده‎ ‎چگونه‎ ‎

ارزيابي‎ ‎مي‎ ‎کنيد‎ ‎و‎ ‎آيا‎ ‎خودتان‎ ‎هم‎ ‎کانديداي‎ ‎رياست‎ ‎جمهوري‎ ‎خواهيد‎ ‎

شد؟‎ ‎

 

اعلمی:  ‎اگر‎ ‎انتخابات‎ ‎سالم‎ ‎و‎ ‎آزادي‎ ‎برگزار‎ ‎شود‎ ‎و‎ ‎افراد‎ ‎شايسته‎ ‎و‎ ‎

توانمند‎ ‎نيز‎ ‎بتوانند ازحق‎ ‎انتخاب‎ ‎شدن‎ ‎برخوردار‎ ‎شوند‎ ‎و‎ ‎انتخابات‎ ‎به‎ ‎

مفهوم‎ ‎واقعي‎ ‎آن‎ ‎رقابتي‎ ‎شود‎ ‎و‎ ‎به‎ ‎اين‎ ‎دليل‎ ‎طيف‎ ‎خاموش‎ ‎جامعه‎ ‎در‎ ‎پاي

‎ ‎صندوق‎ ‎هاي‎ ‎راي‎ ‎گيري‎ ‎حضور‎ ‎يابند‎ ‎و‎ ‎از‎ ‎صندوق‎ ‎ها‎ ‎همان‎ ‎برون‎ ‎

تراود‎ ‎که‎ ‎در‎ ‎اوست، حتم‎ ‎دارم‎ ‎که‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎اولين‎ ‎رئيس‎ ‎جمهور‎ ‎زنده‎

‎اي‎ ‎خواهد‎ ‎بود‎ ‎که‎ ‎عمر‎ ‎رياست‎ ‎جمهوري‎ ‎اش‎ ‎از‎ ‎چهار‎ ‎سال‎ ‎تجاوز‎ ‎نمي‎

 ‎کند، باز‎ ‎تاکيد‎ ‎مي‎ ‎کنم‎ ‎مشروط‎ ‎بر‎ ‎اينکه‎ ‎بجز‎ ‎افراد‎ ‎تکراري‎ ‎و‎ ‎کليشه‎ ‎اي

‎ ‎افراد‎ ‎جديد‎ ‎و‎ ‎در‎ ‎عين‎ ‎حال‎ ‎سرشناسي‎ ‎که‎ ‎داراي‎ ‎پايگاه‎ ‎اجتماعي‎ ‎مناسبي

‎ ‎هستند‎ ‎بتوانند‎ ‎به‎ ‎عنوان‎ ‎رقيب‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎در‎ ‎انتخابات‎ ‎بعدي‎ ‎حضور‎

 ‎يابند. ‏‎ ‎

 

در‎ ‎رابطه‎ ‎با‎ ‎کانديداتوري‎ ‎خودم‎ ‎پيش‎ ‎از‎ ‎اين‎ ‎نيز‎ ‎در‎ ‎حاشيه‎ ‎کنگره‎ ‎حزب‎ ‎

اعتماد‎ ‎ملي‎ ‎در‎ ‎پاسخ‎ ‎به‎ ‎پرسش‎ ‎خبرنگاري‎ ‎گفتم‎ ‎که‎ ‎حق‎ ‎انتخاب‎ ‎شدن‎ ‎از‎

 ‎حقوق‎ ‎اجتماعي‎ ‎است‎ ‎و‎ ‎اگر‎ ‎خدايگان‎ ‎زمين‎ ‎اجازه‎ ‎استفاده‎ ‎از‎ ‎اين‎ ‎حق‎ ‎را‎

 ‎به‎ ‎بنده‎ ‎و‎ ‎سايرين‎ ‎بدهند، با‎ ‎توجه‎ ‎به‎ ‎اينکه‎ ‎تا‎ ‎کنون‎ ‎فرد‎ ‎مناسبي‎ ‎مطرح‎

 ‎نشده‎ ‎است، استفاده‎ ‎از‎ ‎حق‎ ‎مذکور‎ ‎برايم‎ ‎محفوظ‎ ‎است‎ ‎و‎ ‎فعلا‎ ‎در‎ ‎حال‎ ‎

رصد‎ ‎کردن‎ ‎شرايط‎ ‎هستم. ‏‎ ‎

 

‎‎ سوال: طي‎ ‎ماه‎ ‎هاي‎ ‎گذشته‎ ‎به‎ ‎نظر‎ ‎مي‎ ‎رسد‎ ‎که‎ ‎تغييرات‎ ‎جدي‎ ‎در‎

‎رابطه‎ ‎با‎ ‎امريکا‎ ‎به‎ ‎وجود‎ ‎آمده‎ ‎است. ظاهرا‎ ‎دو‎ ‎طرف‎ ‎براي‎ ‎هم‎ ‎هراز‎ ‎

چندگاهي‎ ‎يک‎ ‎دسته‎ ‎گل‎ ‎مي‎ ‎فرستند. از‎ ‎يک‎ ‎طرف‎ ‎بحث‎ ‎باز‎ ‎کردن‎ ‎دفتر

‎ ‎حفاظت‎ ‎منافع‎ ‎مطرح‎ ‎است‎ ‎و‎ ‎از‎ ‎طرف‎ ‎ديگر‎ ‎آقاي‎ ‎هوشنگ‎ ‎اميراحمدي‎

‎دفتر‎ ‎موسسه‎ ‎خود‎ ‎را‎ ‎درتهران‎ ‎باز‎ ‎مي‎ ‎کنند‎ ‎و‎ ‎آقاي‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎هم‎ ‎در‎ ‎

نيويورک‎ ‎با‎ ‎آغوش‎ ‎باز‎ ‎از‎ ‎روابط‎ ‎گرم‎ ‎احتمالي‎ ‎آتي‎ ‎دو‎ ‎کشور‎ ‎سخن‎ ‎مي‎ ‎

گويند. اين‎ ‎پيام‎ ‎هاي‎ ‎جدا‎ ‎از‎ ‎هم‎ ‎آيا‎ ‎تکه‎ ‎هايي‎ ‎از‎ ‎يک‎ ‎تحليل‎ ‎واحد‎ ‎هستند؟ ‏‎

آيا‎ ‎اتفاقي‎ ‎رخ‎ ‎داده‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎بعدا‎ ‎مردم‎ ‎درجريان‎ ‎آن‎ ‎خواهند‎ ‎گرفت؟‎ ‎آيا‎ ‎

بعد‎ ‎از‎ ‎انتخابات‎ ‎آمريکا‎ ‎و‎ ‎انتخابات‎ ‎رياست‎ ‎جمهوري‎ ‎ايران، ‏با‎ ‎رياست

‎ ‎جمهوري‎ ‎اوباما، گفت‎ ‎وگوي‎ ‎ايران‎ ‎و‎ ‎آمريکا‎ ‎جدي‎ ‎تر‎ ‎خواهد‎ ‎شد؟‎ ‎

 

اعلمی: ‎از‎ ‎ابتداي‎ ‎انقلاب‎ ‎تا‎ ‎کنون‎ ‎بارها‎ ‎شرايط‎ ‎براي‎ ‎بقول‎ ‎شما‎ ‎دسته‎ ‎گل

‎ ‎فرستادن‎ ‎طرفين‎ ‎ايراني‎ ‎و‎ ‎آمريکائي‎ ‎براي‎ ‎يکديگر‎ ‎فراهم‎ ‎شده‎ ‎است‎ ‎اما‎ ‎

بدليل‎ ‎نامشخص‎ ‎بودن‎ ‎راهبرد‎ ‎سياست‎ ‎خارجي‎ ‎و‎ ‎متاثر‎ ‎بودن‎ ‎سياست‎ ‎

خارجي‎ ‎کشورمان‎ ‎از‎ ‎گروههاي‎ ‎فشار‎ ‎و‎ ‎غالب‎ ‎شدن‎ ‎احساس‎ ‎بر‎ ‎منطق،

 فرصت‎ ‎هاي‎ ‎طلائي‎ ‎براي‎ ‎کاستن ‎از ‎دامنه‎ ‎سوء‎ ‎تفاهمات‎ ‎و‎ ‎خصومت‎ ‎

هاي‎ ‎بي‎ ‎مورد‎ ‎از‎ ‎بين‎ ‎رفته‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎از‎ ‎اين‎ ‎ميان‎ ‎مي‎ ‎توان‎ ‎به‎ ‎سفر‎ ‎مک‎ ‎

فارلين‎ ‎به‎ ‎ايران‎ ‎همراه‎ ‎با‎ ‎اهداء‎ ‎يک‎ ‎کلت‎ ‎و‎ ‎کيک‎ ‎به‎ ‎رفسنجاني‎ ‎و‎ ‎تلاش‎

 ‎دولت‎ ‎و‎ ‎شخص‎ ‎کلينتون‎ ‎براي‎ ‎مذاکره‎ ‎با‎ ‎خاتمي‎ ‎و‎ ‎اجتناب‎ ‎خاتمي‎ ‎از‎ ‎رو‎

 ‎در‎ ‎رو‎ ‎شدن‎ ‎با‎ ‎وي‎ ‎آنهم‎ ‎از‎ ‎ترس‎ ‎شماتت‎ ‎اصحاب‎ ‎کيهان‎ ‎و‎ ‎يا‎ ‎پذيرش‎ ‎

اشتباهات‎ ‎و‎ ‎دخالت‎ ‎هاي‎ ‎آمريکا‎ ‎در‎ ‎ايران‎ ‎توسط‎ ‎خانم‎ ‎مادلين‎ ‎آلبرايت‎ ‎

وزير‎ ‎خارجه‎ ‎دوره‎ ‎دوم‎ ‎رياست‎ ‎جمهوري‎ ‎کلينتون‎ ‎اشاره‎ ‎کرد. البته‎ ‎در‎

‎اين‎ ‎مورد‎ ‎اشتباهات‎ ‎و‎ ‎زياده‎ ‎خواهي‎ ‎هاي‎ ‎آمريکائي‎ ‎ها‎ ‎و‎ ‎نقش‎ ‎لابي‎ ‎قوي‎ ‎

صهيونيست‎ ‎ها‎ ‎بر‎ ‎سياست‎ ‎خارجي‎ ‎آمريکا‎ ‎را‎ ‎هم‎ ‎نبايد‎ ‎ناديده‎ ‎گرفت. ‏‎ ‎‎ ‎

 

از‎ ‎طرفي‎ ‎با‎ ‎توجه‎ ‎به‎ ‎اينکه‎ ‎مساله‎ ‎مخالفت‎ ‎با‎ ‎آمريکا‎ ‎براي‎ ‎بعضي‎ ‎ها‎ ‎به‎ ‎

يک‎ ‎تابو‎ ‎تبديل‎ ‎شده‎ ‎و‎ ‎اين‎ ‎قبيل‎ ‎مخالفت‎ ‎هاي‎ ‎کور‎ ‎بيش‎ ‎از‎ ‎اينکه‎ ‎در‎ ‎

بردارنده‎ ‎منافع‎ ‎ملي‎ ‎باشد‎ ‎متاثر‎ ‎از‎ ‎منافع‎ ‎فردي‎ ‎و‎ ‎جناحي‎ ‎است‎ ‎و‎ ‎به‎ ‎همين

‎ ‎سبب‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎در‎ ‎زمان‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎اين‎ ‎تابو‎ ‎شکسته‎ ‎مي‎ ‎شود‎ ‎زيرا‎ ‎اين‎

 ‎بار‎ ‎سخن‎ ‎گفتن‎ ‎پيرامون‎ ‎رابطه‎ ‎با‎ ‎آمريکا‎ ‎آنهم‎ ‎در‎ ‎شرايطي‎ ‎که‎ ‎قدرت‎ ‎

بصورت‎ ‎يکپارچه‎ ‎در‎ ‎اختيار‎ ‎تماميت‎ ‎خواهان‎ ‎مي‎ ‎باشد، به‎ ‎نفع‎ ‎جريان‎ ‎

حاکم‎ ‎است‎ ‎و‎ ‎از‎ ‎آن‎ ‎،طرف‎ ‎مقابل‎ ‎بهره‎ ‎اي‎ ‎نمي‎ ‎برد. لذا‎ ‎مشاهده‎ ‎مي‎ ‎شود‎

‎که‎ ‎براي‎ ‎برقراري‎ ‎اين‎ ‎رابطه‎ ‎چنان‎ ‎بي‎ ‎صبري‎ ‎و‎ ‎اشتياقي‎ ‎از‎ ‎خود‎ ‎نشان‎ ‎

مي‎ ‎دهند‎ ‎که‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎سفر‎ ‎به‎ ‎نيورک‎ ‎را‎ ‎جزء‎ ‎‎ ‎سفرهاي‎ ‎استاني‎ ‎خود‎ ‎

تلّقي‎ ‎مي‎ ‎کند‎ ‎و‎ ‎به‎ ‎اين‎ ‎نيز‎ ‎بسنده‎ ‎نکرده‎ ‎و‎ ‎در‎ ‎چندين‎ ‎نوبت‎ ‎به‎ ‎نامه‎ ‎نگاري‎

 ‎هاي‎ ‎سخيف‎ ‎و‎ ‎غير‎ ‎ديپلماتيک‎ ‎يک‎ ‎طرفه‎ ‎مي‎ ‎پردازد‎ ‎تا‎ ‎شايد‎ ‎از‎ ‎اين‎ ‎

طريق‎ ‎شکستن‎ ‎تابوي‎ ‎مذاکره‎ ‎با‎ ‎آمريکا‎ ‎را‎ ‎در‎ ‎کارنامه‎ ‎خود‎ ‎ثبت‎ ‎نمايد‎ ‎و‎ ‎

يکي‎ ‎از‎ ‎تيترهاي‎ ‎صفحه‎ ‎اول‎ ‎رسانه‎ ‎ها‎ ‎را‎ ‎بخود‎ ‎اختصاص‎ ‎دهد. جالب‎ ‎

اينجاست‎ ‎که‎ ‎اين‎ ‎بار‎ ‎کفن‎ ‎پوشان‎ ‎هم‎ ‎که‎ ‎پيش‎ ‎از‎ ‎اين‎ ‎سخن‎ ‎گفتن‎ ‎از‎ ‎مذاکره

‎ ‎با‎ ‎آمريکا‎ ‎را‎ ‎از‎ ‎کفر‎ ‎ابليس‎ ‎هم‎ ‎بدتر‎ ‎مي‎ ‎دانستند‎ ‎به‎ ‎مدد‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎آمده‎

 

‎و‎ ‎به‎ ‎هر‎ ‎تصميم‎ ‎و‎ ‎اقدام‎ ‎او‎ ‎در‎ ‎اين‎ ‎خصوص‎ ‎لباس‎ ‎قدسي‎ ‎مي‎ ‎پوشانند. ‏‎ ‎‎ ‎

 

‎‎ سوال: آيا‎ ‎گفت‎ ‎وگو‎ ‎با‎ ‎آمريکا‎ ‎اجتناب‎ ‎ناپذير‎ ‎است؟‎

‎‎ اعلمی: گفتگوي‎ ‎ايران‎ ‎و‎ ‎آمريکا‎ ‎هم‎ ‎امري‎ ‎اجتناب‎ ‎ناپذير‎ ‎است‎ ‎و‎ ‎هيچ‎

 ‎کشوري‎ ‎از‎ ‎مذاکره‎ ‎و‎ ‎گفتگو‎ ‎متضرر‎ ‎نمي‎ ‎شود‎ ‎و‎ ‎همچنانکه‎ ‎پيش‎ ‎از‎ ‎اين‎

‎در‎ ‎سطح‎ ‎مقامات‎ ‎کوچکتر‎ ‎مذاکراتي‎ ‎صورت‎ ‎گرفته‎ ‎با‎ ‎روي‎ ‎کار‎ ‎آمدن‎ ‎

اوباما‎ ‎اين‎ ‎مذاکرات‎ ‎در‎ ‎سطوح‎ ‎عاليتر‎ ‎ادامه‎ ‎خواهد‎ ‎يافت. ‏‎ ‎

 

به‎ ‎عقيده‎ ‎من‎ ‎ايران‎ ‎و‎ ‎آمريکا‎ ‎در‎ ‎موضوعات‎ ‎مختلفي‎ ‎منافع‎ ‎مشترک‎ ‎دارند‎

‎که‎ ‎همين‎ ‎امر‎ ‎دليل‎ ‎کافي‎ ‎براي‎ ‎انجام‎ ‎مذاکرات‎ ‎و‎ ‎تحصيل‎ ‎منافع‎ ‎مشترک‎ ‎

مي‎ ‎باشد. البته‎ ‎بنظر‎ ‎نمي‎ ‎رسد‎ ‎که‎ ‎با‎ ‎آمدن‎ ‎اوباما‎ ‎در‎ ‎راهبرد‎ ‎سياست‎ ‎

خارجي‎ ‎آمريکا‎ ‎تغييرات‎ ‎بنيادي‎ ‎صورت‎ ‎بگيرد، زيرا‎ ‎در‎ ‎آمريکا‎ ‎بر‎ ‎

خلاف‎ ‎کشور‎ ‎ما‎ ‎سيستم‎ ‎تصميم‎ ‎مي‎ ‎گيرد‎ ‎نه‎ ‎فرد‎ ‎يا‎ ‎افراد‎ ‎بخصوصي، لذا‎

 ‎اگر‎ ‎تغييراتي‎ ‎هم‎ ‎رخ‎ ‎دهد‎ ‎که‎ ‎رخ‎ ‎خواهد‎ ‎داد‎ ‎اين‎ ‎تغييرات‎ ‎بيشر‎] ‎ناظر‎[ ‎

به‎ ‎تاکتيک‎ ‎ها‎ ‎و‎ ‎روش‎ ‎ها‎ ‎خواهد‎ ‎بود‎ ‎با‎ ‎اين‎ ‎وصف‎ ‎آرزو‎ ‎مي‎ ‎کنم‎ ‎که‎ ‎اگر

‎ ‎مذاکره‎ ‎اي‎ ‎هم‎ ‎ميان‎ ‎ايران‎ ‎و‎ ‎آمريکا‎ ‎صورت‎ ‎مي‎ ‎گيرد‎ ‎نتيجه‎ ‎آن‎ ‎معطوف‎

 ‎به‎ ‎تامين‎ ‎منافع‎ ‎ملي‎ ‎و‎ ‎مصالح‎ ‎عمومي‎ ‎باشد‎ ‎بدون‎ ‎اينکه‎ ‎به‎ ‎تقويت‎ ‎جريان‎

 ‎اقتدارگرا‎ ‎و‎ ‎تماميت‎ ‎خواه‎ ‎منتهي‎ ‎شود. ‏‎ ‎‎

 

‎‎ سوال: مسپول‎ ‎ناهنجاري‎ ‎هاي‎ ‎اقتصادي‎ ‎و‎ ‎نيز‎ ‎تورم‎ ‎کمرشکن‎ ‎و‎ ‎بي‎ ‎

برنامگي‎ ‎مسپولان‎ ‎کشور‎ ‎براي‎ ‎حل‎ ‎مشکلات‎ ‎جاري‎ ‎کيست؟‎ ‎

 

اعلمی: به‎ ‎اين‎ ‎پرسش‎ ‎شما‎ ‎از‎ ‎دو‎ ‎زاويه‎ ‎پاسخ‎ ‎مي‎ ‎دهم. اوّلا، ناهنجاري‎

 ‎هاي‎ ‎اقتصادي‎ ‎ارتباط‎ ‎تنگاتنگي‎ ‎با‎ ‎ناهنجاري‎ ‎هاي‎ ‎سياسي‎ ‎و‎ ‎فرهنگي‎ ‎

دارد‎ ‎و‎ ‎همچنانکه‎ ‎ناهنجاريهاي‎ ‎اقتصادي‎ ‎بر‎ ‎سياست‎ ‎و‎ ‎فرهنگ‎ ‎و‎ ‎حتي‎

 ‎ايمان‎ ‎افراد‎ ‎تاثير‎ ‎گذار‎ ‎است‎ ‎لاجرم‎ ‎سياست‎ ‎و‎ ‎فرهنگ‎ ‎نيز‎ ‎متقابلا‎ ‎در‎

‎ايجاد‎ ‎نابساماني‎ ‎هاي‎ ‎اقتصادي‎ ‎سهيم‎ ‎است. ‏‎ ‎‎ ‎

 

به‎ ‎بيان‎ ‎ديگر‎ ‎هر‎ ‎سيستم‎ ‎اقتصادي‎ ‎از‎ ‎قرار‎ ‎گرفتن‎ ‎دهها‎ ‎مدل‎ ‎در‎ ‎کنار‎

 ‎يکديگر‎ ‎ايجاد‎ ‎مي‎ ‎شود‎ ‎و‎ ‎اين‎ ‎مدل‎ ‎ها‎ ‎نيز‎ ‎خود‎ ‎از‎ ‎کنارهم‎ ‎قرار‎ ‎گرفتن‎ ‎

دهها‎ ‎متغيّر‎ ‎فرهنگي، سياسي، اجتماعي، مذهبي‎ ‎و‎ ‎اقتصادي‎ ‎تعريف‎ ‎مي‎

 ‎شود. از‎ ‎اين‎ ‎رو‎ ‎اگر‎ ‎بپذيريم‎ ‎که‎ ‎در‎ ‎ايران‎ ‎سيستم‎ ‎اقتصادي‎ ‎وجود‎ ‎دارد‎ ‎و

‎ ‎دولت‎ ‎نيز‎ ‎براساس‎ ‎آن‎ ‎سيستم‎ ‎عمل‎ ‎مي‎ ‎کند، ناهنجاري‎ ‎هاي‎ ‎اقتصادي‎

‎موجود‎ ‎را‎ ‎يا‎ ‎بايد‎ ‎ناشي‎ ‎از‎ ‎ناکارآمدي‎ ‎سيستم‎ ‎و‎ ‎مدل‎ ‎ها‎ ‎و‎ ‎متغير‎ ‎هاي‎ ‎آن‎ ‎

دانست‎ ‎و‎ ‎به‎ ‎چيدمان‎ ‎نا‎صحيح‎ ‎اين‎ ‎مدل‎ ‎ها‎ ‎و‎ ‎متغيرها‎ ‎در‎ ‎کنار‎ ‎هم‎ ‎ترديد

‎ ‎کرد‎ ‎و‎ ‎يا‎ ‎اينکه‎ ‎اساسا‎ ‎بايد‎ ‎پذيرفت‎ ‎که‎ ‎در‎ ‎کشور‎ ‎سيستم‎ ‎اقتصادي‎ ‎وجود‎

‎ندارد‎ ‎و‎ ‎يا‎ ‎اگر‎ ‎وجود‎ ‎هم‎ ‎داشته‎ ‎دولت‎ ‎کنوني‎ ‎در‎ ‎چارچوب‎ ‎اين‎ ‎سيستم‎ ‎

عمل‎ ‎نمي‎ ‎کند. من‎ ‎معتقدم‎ ‎که‎ ‎در‎ ‎کشور‎ ‎ما‎ ‎سيستم‎ ‎اقتصادي‎ ‎وجود‎ ‎ندارد‎ ‎و

‎ ‎اگر‎ ‎هم‎ ‎بصورت‎ ‎نيم‎ ‎بند، برنامه‎ ‎چشم‎ ‎انداز‎ ‎‎۲۰ ‎ساله‎ ‎و‎ ‎يا‎ ‎برنامه‎ ‎هاي‎

‎پنج‎ ‎ساله‎ ‎افق‎ ‎اقتصادي‎ ‎را‎ ‎تبيين‎ ‎کرده‎ ‎است، احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎به‎ ‎بايدها‎ ‎و‎

‎نبايدهاي‎ ‎آن‎ ‎بي‎ ‎توجه‎ ‎است‎ ‎و‎ ‎در‎ ‎عرصه‎ ‎اقتصادي‎ ‎هم‎ ‎مانند‎ ‎ساير‎ ‎عرصه

‎ ‎ها‎ ‎ساز‎ ‎خود‎ ‎را‎ ‎کوک‎ ‎مي‎ ‎کند. ‏‎ ‎‎ ‎

 

ثانيا، وقتي‎ ‎پذيرفتيم‎ ‎که‎ ‎اقتصاد‎ ‎متاثر‎ ‎از‎ ‎سياست‎ ‎و‎ ‎فرهنگ‎ ‎و‎ ‎مذهب‎ ‎مي‎

‎باشد، در‎ ‎اين‎ ‎صورت‎ ‎ناکارآمدي‎ ‎سيستم‎ ‎و‎ ‎ناهنجاري‎ ‎هاي‎ ‎موجود‎ ‎در‎ ‎

عرصه‎ ‎اقتصاد‎ ‎نتيجه‎ ‎عملکرد‎ ‎يک‎ ‎فرد‎ ‎و‎ ‎يا‎ ‎يک‎ ‎دولت‎ ‎نيست‎ ‎و‎ ‎منشاء‎

 ‎آنرا‎ ‎بايد‎ ‎در‎ ‎ساير‎ ‎ابعاد‎ ‎نيز‎ ‎مورد‎ ‎رسيدگي‎ ‎قرار‎ ‎داد. از‎ ‎اين‎ ‎رو‎ ‎

صرفنظر‎ ‎از‎ ‎نقش‎ ‎دولت‎ ‎و‎ ‎مجلس، معتقدم‎ ‎هر‎ ‎يک‎ ‎از‎ ‎مسئولان‎ ‎و‎ ‎تصميم‎

‎گيران‎ ‎اصلي‎ ‎کشور‎ ‎نيز‎ ‎به‎ ‎نسبت‎ ‎مسئوليت، اختيارات‎ ‎و‎ ‎قدرتي‎ ‎که‎ ‎دارند‎

‎در‎ ‎پيش‎ ‎آمدن‎ ‎وضعيت‎ ‎موجود‎ ‎سهيم‎ ‎اند‎ ‎و‎ ‎البته‎ ‎در‎ ‎اين‎ ‎رابطه‎ ‎فشارهاي‎ ‎

بين‎ ‎المللي‎ ‎و‎ ‎تحريم‎ ‎هائي‎ ‎که‎ ‎عليه‎ ‎ايران‎ ‎اعمال‎ ‎شده‎ ‎و‎ ‎مي‎ ‎شود‎ ‎را‎ ‎نبايد‎ ‎

ناديده‎ ‎گرفت‎ ‎که‎ ‎بخش‎ ‎قابل‎ ‎توجهي‎ ‎از‎ ‎اين‎ ‎فشارها‎ ‎هم‎ ‎نتيجه‎ ‎سياست‎ ‎هائي

‎ ‎است که‎ ‎در‎ ‎کشور‎ ‎به‎ ‎اجراء‎ ‎در‎ ‎مي‎ ‎آيد. ‏‎ ‎‎ ‎

 

‎‎ سوال: به‎ ‎عنوان‎ ‎کسي‎ ‎که‎ ‎سالها‎ ‎در‎ ‎دستگاه‎ ‎هاي‎ ‎مختلف‎ ‎اجرايي‎ ‎ونيز‎ ‎

قانون‎ ‎گذاري‎ ‎کشور‎ ‎حضور‎ ‎فعال‎ ‎داشته‎ ‎است، چه‎ ‎راهکاريهايي‎ ‎براي‎ ‎

حل‎ ‎هايي‎ ‎براي‎ ‎رهايي‎ ‎از‎ ‎اين‎ ‎مخمصه‎ ‎پيش‎ ‎رو‎ ‎وجود‎ ‎دارد؟‎ ‎

 

‎ ‎ اعلمی: ‎حل‎ ‎نسبي‎ ‎مشکلات‎ ‎کنوني‎ ‎کشور‎ ‎از‎ ‎جمله‎ ‎بهبود‎ ‎وضعيت‎ ‎

اقتصادي‎ ‎ايران‎ ‎در‎ ‎گرو‎ ‎تحقق‎ ‎حداقل‎ ‎پنج‎ ‎شرط‎ ‎مي‎ ‎باشد‎: ‎

 

‏1- اهتمام‎ ‎لازم‎ ‎براي‎ ‎توسعه‎ ‎سياسي‎ ‎و‎ ‎گسترش‎ ‎آزادي‎ ‎هاي‎ ‎سياسي‎ ‎و‎ ‎

فرهنگي‎ ‎در‎ ‎چارچوب‎ ‎قوانين‎ ‎موجود‎ ‎و‎ ‎فراهم‎ ‎ساختن‎ ‎بستر‎ ‎مناسب‎ ‎براي‎

‎اعمال‎ ‎حاکميت‎ ‎مردم‎ ‎بر‎ ‎سرنوشت‎ ‎خويش‎ ‎و‎ ‎اداره‎ ‎کشور‎ ‎و‎ ‎واگذاري‎ ‎

امور‎ ‎به‎ ‎مردم‎ ‎که‎ ‎باعث‎ ‎افزايش‎ ‎نرخ‎ ‎اميد‎ ‎به‎ ‎آينده‎ ‎شده‎ ‎و‎ ‎به‎ ‎اين‎ ‎ترتيب‎

 ‎مردم‎ ‎با‎ ‎مشارکت‎ ‎موثر‎ ‎خود‎ ‎قادر‎ ‎خواهند‎ ‎شد‎ ‎تا‎ ‎بر‎ ‎مشکلات‎ ‎موجود‎ ‎

فائق‎ ‎آيند. براي‎ ‎اين‎ ‎منظور‎ ‎لازم‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎شرايطي‎ ‎فراهم‎ ‎شود‎ ‎تا‎ ‎قاطبه‎

 ‎مردم‎ ‎بتوانند‎ ‎از‎ ‎حق‎ ‎انتخاب‎ ‎کردن‎ ‎و‎ ‎انتخاب‎ ‎شدن‎ ‎بصورت‎ ‎آزاد‎ ‎

برخوردار‎ ‎شوند؛ ‏‎ ‎‏2-‏‎ ‎تجديد‎ ‎نظر‎ ‎اساسي‎ ‎در‎ ‎سياست‎ ‎خارجي‎ ‎کشورمان‎ ‎

و‎ ‎تعامل‎ ‎صحيح‎ ‎با‎ ‎دنيا؛

 

‏3- برنامه‎ ‎ريزي‎ ‎دقيق‎ ‎و‎ ‎حساب‎ ‎شده‎ ‎براي‎ ‎تخصيص‎ ‎بهينه‎ ‎منابع‎ ‎و‎ ‎

درست‎ ‎هزينه‎ ‎کردن‎ ‎منابع‎ ‎ناشي‎ ‎از‎ ‎ثروت‎ ‎ملّي‎ ‎و‎ ‎اجتناب‎ ‎از‎ ‎سياست‎ ‎هاي

‎ ‎پوپوليستي‎ ‎و‎ ‎گداپروري؛

 

‏4- استفاده‎ ‎از‎ ‎نيروهاي‎ ‎توانمند‎ ‎در‎ ‎عرصه‎ ‎مديريت‎ ‎کشور‎ ‎و‎ ‎اعمال‎ ‎

نظارت‎ ‎دقيق‎ ‎بر‎ ‎عملکرد‎ ‎حاکمان‎ ‎توسط‎ ‎نهادهاي‎ ‎مدني؛ و ‏سرانجام:‏

‏5- کاهش‎ ‎هزينه‎ ‎هاي‎ ‎غير‎ ‎ضرور‎ ‎و‎ ‎انجام‎ ‎سرمايه‎ ‎گذاري‎ ‎هاي‎ ‎مولّد‎.‎

 منبع: روز

مصاحبه کننده: اميد معماريان‎ ‎، دوشنبه 20 آبان 1387 [2008.11.10]

 بر گرفته از وبسایت شخصی اکبر اعلمیwww.akbaralami.com

طه چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی
"ایکی قاپیلار"
بیانیه 14
فتوای آیت الله حسینعلی منتظری در مورد حقوق ملت تورک آذربایجان
گئتمه ترسا بالاسی
اعلمی در دفاع از دانشجویان محروم از تحصیل آذربایجان
بیانیه شماره ی 13 میر حسین موسوی
تئاتر 20:30
داغ استاد!
خودکار رهبران سبزها قرمز خواهد بود یا آبی؟!!
بیانیه شماره ی ۱۲ مهندس موسوی
درباره وب
"فیریلداخ" وبلاگی شخصی یست و به هیچ حزب و گروه داخلی یا خارجی تعلق ندارد!!

آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان

لینک دوستان
بخش ویژه

JavaScript Codes -> کانون صنفی معلمان ایران 

www.yaaran.tk



صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما




 Design By ParsTheme & Publish By ParsTheme


www.parstheme.com