تبليغاتX
فرهنگي ، اجتماعي ، سیاسی

firildakh

طه

firildakh

http://firildakh.blogfa.com

فرهنگي ، اجتماعي ، سیاسی

فرهنگي ، اجتماعي ، سیاسی

فرهنگي ، اجتماعي ، سیاسی

"فیریلداخ" وبلاگی شخصی یست و به هیچ حزب و گروه داخلی یا خارجی تعلق ندارد!! خدایا! چگونه زیستن را به من بیاموز ،چگونه مردن را خود خواهم دانست.(دکتر شریعتی)

فرهنگي ، اجتماعي ، سیاسی

 
کاربر مهمان، خوش آمديد!   امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام "فيريلداخ " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید.
اروميه پايتخت واليبال ايران
صداي معلم تشكل آرمان دانشجو سايت آموزشي واليبال تبريز (فريد صلواتي(روزنامه نگار شنگولان دانش ياداشتهاي مشركانه سرزمين مظلوم من شمالغرب روز نوشتهاي يك دانشجو سلام هم وطن جامعه در انتظار موعود مازار نيوز فيلترشكن آزاد تبريز زهره وفايي ابلهی که همه چیز میدانست وبلاگ دوستداران اكبر اعلمي اخرین جنگ ایرانیان پژواك تبريز آذر نيوز اعلمی رئیس جمهور ایران آزاد و دمکراتیک تيموكرات مشق عشق ايمان زرتشتدانشجويان برتر دانشكده صدا و سيما
آرشیو تماس با ما


اخبار تکمیلی در خصوص صدور احکام سنگین حبس

اخبار تکمیلی در خصوص صدور احکام سنگین حبس برای یازده فعال آذربایجانی در شهر تبریز

ساوالان سسی: فردین مرادپور، مرتضی مرادپور، رسول بدلی، علی بدلی، امین پاشا قره باغی، جلال رجب زاده و آرش عشقی از فعالین مدنی آذربایجانی که ۱ خرداد ۸۸ بازداشت شده بودند به احکام حبس از شش ماه تا شش سال محکوم شدند.
بازداشت این افراد در سالروز اعتراضات آذربایجانیها بر علیه کاریکاتور توهین آمیز چاپ شده در روزنامه دولتی ایران در سال ۸۵ صورت گرفته بود.این افراد در ۱ خرداد ۸۸ در جریان همایش خانوادگی در پارک ائل گولی تبریز پس از آنکه شعارهایی در رابطه با حقوق ملی و زبانی آذربایجانیها سر داده شده بود دستگیر شده بودند.
شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی علی نژاد، فردین مرادپور نوجوان ۱۸ ساله به اتهام تهیه و تولید مواد منفجره، تبانی و اجتماع برای ارتکاب جرم بر علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام به شش سال حبس تعزیری، مرتضی مرادپور دانشجوی دانشگاه آزاد عجب شیر به اتهام تبانی و اجتماع برای ارتکاب جرم بر علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام به سه سال حبس تعزیری، رسول بدلی دانشجو به اتهام تبانی و اجتماع برای ارتکاب جرم بر علیه امنیت کشور به دو سال حبس تعزیری و علی بدلی، امین پاشا قره باغی، جلال رجب زاده و آرش عشقی هرکدام به شش ماه حبس تعزیری محکوم کرد.دادگاه همچنین در خصوص اتهام وحید آقاجانی، امین پاشا قره باغی و آرش عشقی مبنی بر اخلال در نظم عمومی، قرار عدم صلاحیت صادر و پرونده را جهت رسیدگی به دادگاه جزائی تبریز ارجاع نمود.در جریان این پرونده ناصر بدلی و بهزاد صادقیان از کلیه اتهامات وارده تبرئه شدند. بر اساس حکم صادره استنادات قاضی برای صدور این حکم دست نوشته ها، سی دی ها و جزوات حاوی تبلیغ به نفع جریانات تجزیه طلب و قوم گرا بوده است.
دادگاه این افراد به صورت غیر علنی تشکیل شده و حسین جداری، صمد احمدلو، حمیدرضا فرقانی،الهه ایزدی،منیژه جنانی و جاوید هوتن وکلای دادگستری در تبریز وکالت این فعالین را بر عهده داشته اند.
چندی پیش نیز علیرضا فرشی استاد دانشگاه و همسرش سیما دیدار نیز که در جریان راهپیمایی خانوادگی ۱ خرداد ۸۸ بازداشت و به اتهام تبلیغ علیه نظام محاکمه شده بودند هر کدام به یک سال حبس تعزیری محکوم شدند.
نیروهای امنیتی و انتظامی ایران در حین برگزاری مراسم راهپیمایی خانوادگی سعی در متفرق ساختن و دستگیری تظاهر دهندگان داشته و اقدام به تیراندازی به سوی معترضین و پرتاب گاز اشک آور نموده بودند.فردین مرادپور نوجوان ۱۸ ساله آذربایجانی در اثر اصابت گلوله ماموران و ترکیدن ترقه های موجود در جیبش مجروح و دچار خونریزی شدید شده بود. ماموران امنیتی سعی داشته اند تا با جلوگیری از حضور نیروهای امداد در محل و ممانعت از انتقال او به بیمارستان موجب مرگ وی شوند اما با حضور پدر مرادپور در محل حادثه وی به بیمارستان منتقل می شود.پس از انتقال مراپور به بیمارستان مامورین اداره اطلاعات تبریز پدر، مادر و برادر وی را دستگیر و با استناد به تهیه ترقه دست ساز تفریحی توسط فردین مرادپور، اتهام تهیه مواد منفجره را به این خانواده آذربایجانی وارد کرده اند که این اتهام موجب صدور حکم سه سال حبس تعزیری برای این نوجوان آذربایجانی شده است.
در ماههای گذشته مسئولین امنیتی و قضائی ایران ضمن اختلاط پرونده تجمع ۱ خرداد ۸۸ فعالین ملی و مدنی آذربایجانی در پارک ائل گولی تبریز با پرونده حمله مسلحانه به امامزاده سید محمدآقای منطقه خلجان تبریز سعی در تصویر چهره ای شرورانه از فعالین مدنی آذربایجانی و ایجاد فضای رعب و وحشت در این منطقه داشته اند به گونه ای که علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه ایران و ایوب حقیقی مدیرکل امنیتی و انتظامی استاندار آذربایجان شرقی طی مصاحبه هایی با خبرگزاریهای داخلی و خارجی خبر از دستگیری عده ای از فعالین آذربایجانی که قصد بر هم زدن آرامش و امنیت تجمعات انتخاباتی از طریق بمب‌گذاری و اقدامات تروریستی را داشته اند داده بودند. ادعایی که همواره از سوی فعالین مدنی و فعالین حقوق بشر در آذربایجان رد شده است.

طه شنبه هفتم آذر 1388  نظر بدهید!

قسمتی از فیلم اعترافات پخش نشده ابطحی و چند سوال!؟

قسمتی از فیلم اعترافات پخش نشده ابطحی و چند سوال!؟

1-در شرایطی که به منظور بهره برداری های سیاسی، بخش عمده اعترافات آقای ابطحی(در بازداشتگاه)، با آب و تاب  از طریق سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید، چرا این قسمت از اظهارات وی حذف شد؟و اگر به هردلیلی پخش این قسمت از اقاریر آقای ابطحی مجاز و یا به مصلحت نبوده است ، پس این نوار چرا و چگونه در اختیار دیگران قرار گرفته است؟

2-در طول مدتی که آقای ابطحی در بازداشتگاه به سر می بردند، برخی از اشخاص حقیقی و حقوقی را به انحراف و ارتکاب اقدامات و رفتارهای ناصواب و غیر قانونی متهم کردند، با توجه به اینکه هم اکنون ایشان در خارج از زندان به سر می برند و به رسانه های عمومی و سایت خود هم دسترسی کامل دارند، افکار عمومی از وی انتظار دارد تا بطور شفاف موضع رسمی و صادقانه خود را در مورد اظهاراتی که در طول دوران بازداشت خود عنوان کرده اند، بیان نمایند.

آیا وی هنوز هم بر درستی ادعاهای مطرح شده ابرام و اصرار می ورزد؟ اگر پاسخ مثبت است، چه عاملی موجب دگرگونی احوالات ایشان در این مدت کوتاه شد و اگر پاسخ منفی است، کدام بخش را انکار می کنند و اساسا چرا تن به چنین اعترافاتی داده اند؟

فیلم اعترافات پخش نشده آقای ابطحی را می توانید از اینجا و یا اینجا  دانلود و مشاهده نمائید. (1.37MB)
 

لینک های مرتبط:

متن پیاده شده اظهارات محمد علی ابطحی از نوار(پیدا و پنهان مواضع سیاستمداران جمهوری ا.ا)

منبع:وبسایت شخصی اکبر اعلمی

طه پنجشنبه پنجم آذر 1388  نظر بدهید!

رژیم لاغری

رژیم لاغری

بشین کــــــــــه  حرفای  زیادی  دارم

بـــــــرای تــــــــــو پیشنهـــــادی دارم

 

اگــــه  یــــــه کم چاقی و  تیپت  بده

پولتــــــــــو  بی خودی به دکــــتر نده

 

لُپـــــــــای ابطحی رو دیــــده بــــودی؟

قصه ی چـــــــاقیـشـــو شنیده بودی؟

 

یهـــــــــو گـــــــرفتنـش  بــا هیکل بد

رف  تو  اوین  آلن دلـــــــون شد اومد

 

نگــــــــــو کسی بـــــــراش غذا نبرده

شک ندارم تـــــــا می تونسـته خورده

 

رژیم نگـــــیر  الان که  شیر تــو شیره

بذار  رژیــــم  بیــــــاد  تـورو  بگــــــیره

 

معجـــزه ی اوین یکی دو تـــــا نیست

کلّشو بنویسم تو صفحه جــــا نیست

 

یه جــــــایی ام هس کــه تو دنیا تکه

شنیدم اســـــــم اونجــــا کهــریزکـه

 

میگن  یکی  کــــه  حـــــاشیه نورده

یــــــــواشکی  اونجارو  کشف  کرده

 

کشف اونه کــه صدا کنه مثـل بُمب

درس مث کشف کـــریستف کلُمب

 

اونجا یه جاییه که "این "اون" میشه

کــــافــــر  اگه بره مسلمون میشه

 

فضـــــــای اونجــــا خیلی روحـانیه

پــــــــات برسه عـــوض  شدن آنیه

 

کشف و شهودی کـه میگن همینه

آدم  فقـــــط  بـــــاید  بـــره  بـبـینـه

 

فک نکنی دارم دروغ میگم هــــااااااا

کلیـپشو نشـــون دادن تــــو ســیما

 

بنده میخــــوام از ســر خیر خواهی

فـــــــرا جنــــــاحی و خدا گـــواهی

 

نــــــامه بدم به ســـــــازمــــــان ملل

یه نـــــامه ی منطـــــقی و مُســـتدل

 

بگم  جناب " بان کی مون " هاو آر یو

بنــــــده ام  از  ولایت  ابـــــــر قـــــــو

 

ســـــــــران کشورا که جمعن اونجـــا

از آسیــــــــا گــــــــرفته تـــــا اروپـــــا

 

کُلّهم اجمعین بخـــــــوان  یــــا نخـوان

بـــا  " تُوپولُف "  همّه رو  بفرس بیــان

 

بگو کــــــه سالم  برسن   به این ســر

یا اگـــــه مُردن فبهــــــــا، چــــه بهتــر

 

میخــــــــوایم از اینــــا اعتـراف بگیریم

مــــــا توی اینجـــورکـــــارا بی نظیریم

 

فـــــریب  انگـــــلیسیا رو  خــــــوردیم

دنیــــارو  دست  کــــــــافرا  سپـردیم

 

یکیش " حسین باراک اوبامـــا " ی بد

این  آدم  سیــــــــاه  روی  مـــــــــرتد 

 

من  نمی  فهمم  مگه  دینش  چشه

که ول کنـــــه بـــــره مسیحی بشــه

 

به فرض اگه یه روز همین"جرج بوش"

بیا د  بره  اوین    میشه  مثل موش

 

همون کسی که طالبانو می کشت

ریششو اندازه می گیره بـــا مشت

 

مـــا دلمون میخواد همه خوب بشن

هیکــلای تُپـــــل مث چــــوب بشن

 

رژیــم  نگیر الان که شیــر تو شیره

بذار   رژیـــم  بیـــــــاد  تـورو  بگیره

شاعر:خلیل جوادی

طه چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388  نظر بدهید!

صدور حکم یک سال حبس تعزیری برای علیرضا فرشی و سیما دیدار از فعالین مدنی آذربایجانی

صدور حکم یک سال حبس تعزیری برای علیرضا فرشی و سیما دیدار از فعالین مدنی آذربایجانی

 

ساوالان سسی : شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز مهندس علیرضا فرشی و همسرش سیما دیدار از فعالین مدنی آذربایجانی در تبریز را به یک سال حبس تعزیری محکوم کرد.

بر اساس حکم صادره، دادگاه این فعالین را به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق سردادن شعار و در دست داشتن پلاکاردهایی در رابطه با حقوق زبانی و ملی آذربایجانیها در جریان مراسم پیاده روی خانوادگی روز جمعه ۱ خرداد ۸۸ در پارک ائل گولی تبریز و ارسال خبر به سایتهای اینترنتی به یک سال حبس تعزیری محکوم کرد. دادگاه همچنین این زوج فعال آذربایجانی را از بقیه اتهامات وارده تبرئه نموده است.

جلسه رسیدگی به پرونده فرشی و دیدار ۲۶ مهر ۸۸ در شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی علی نژاد برگزار گردیده بود و حکم صادره در روز ۲۳ آبان ۸۸ به این فعالین مدافع حقوق آذربایجانیها در ایران و عباس جمالی وکیل مدافع این افراد ابلاغ شده است.

علیرضا فرشی استاد دانشگاه آزاد و از فعالین مدنی آذربایجان است که در جریان راهپیمایی خانوادگی روز جمعه ۱ خرداد ۸۸ در پارک ائل گولی تبریز و هنگامی که عده ای از حاضران شعارهایی در رابطه با حقوق ملی و زبانی آذربایجانیها سر می دادند بازداشت شده بود. ماموران امنیتی چندی بعد سیما دیدار همسر فرشی و مدیر مسئول سابق نشریه دانشجویی یاشماق دانشگاه تهران را در ۲۸ مرداد ۸۸ و زمانی که او به همراه وکیل جهت ملاقات با همسرش به زندان مراجعه کرده بود بازداشت کرده بودند. فرشی و دیدار پس از تحمل بازداشت موقت سه و یک ماهه به قید وثیقه زندان آزاد شده بودند.

سازمان عفو بین الملل روز نهم ژوئن ۲۰۰۹ با انتشار اطلاعیه ای ضمن بررسی وضعیت حقوق بشر در فضای انتخاباتی ایران، خبر از بازداشت و زخمی شدن بیش از ۱۵ نفر در تبریز از جمله علیرضا فرشی داده بود.

برای مشاهده ی متن دفاعیه مهندس علیرضا فرشی به ادامه مراجعه فرمایید!

طه سه شنبه بیست و ششم آبان 1388  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

"ولايت فقيه و قانون اساسى"

"ولايت فقيه و قانون اساسى" در نگاه مصباح یزدی و چند پرسش ساده و ابتدائی ما از ایشان!

... *مصباح یزدی:اگر ما قانون اساسى فعلى جمهورى اسلامى ايران را معتبر مى‌دانيم نه به لحاظ اين است كه قانون اساسى يك كشور است و درصد زيادى از مردم هم به آن رأى داده‌اند بلكه به اين دليل است كه اين قانون اساسى به امضا و تأييد ولىّ فقيه رسيده و ولىّ فقيه كسى است كه به اعتقاد ما منصوب از جانب امام زمان(عليه السلام) است و امام زمان(عليه السلام) نيز منصوب از جانب خداست و همان‌طور كه حضرت در مقبوله عمر بن حنظله فرمود رد كردن حكم ولىّ فقيه ردكردن حكم امام معصوم است و ردكردن حكم امام معصوم نيز رد كردن حكم خداست. *اعلمی:مهمترین دلیل نقلی آقای مصباح برای اثبات ولایت فقیه، ناظر به مقبوله عمربن حنظله است، حال اگر عمربن حنظله به هر دلیلی موفق به دیدار با امام جعفر صادق نمی شد، حکومت فقها با کدام دلیل نقلی به اثبات می رسید و اساسا برای چنین امر مهمی که مشروعیت همه چیز را معطوف به امضا و تائید ولی فقیه می داند، چرا همه چیز در گرو دیدار عمربن حنظله با امام جعفر صادق است و چرا قبل از بیان مشکل عمربن حنظله، حکم و رهنمود محکمی در این خصوص صادر نشده بود؟ از طرفی در شرایطی که امام خود قادر به عینیت بخشیدن حکومت خود نشده اند، چگونه.. ...

 

يكى از پرسش های مهمی كه در حوزه مباحث نظری و فلسفه حقوق و سياست مطرح شده و پاسخ به آن محل نزاع و مورد مناقشه صاحبنظران است، ناظر به مسأله "رابطه ولايت فقيه با قانون اساسى" می باشد كه در واقع منشاء آن ناشی از مطلقه پنداشت ولایت فقیه است.

پایگاه اطلاع رسانی آقای مصباح یزدی در این ارتباط با طرح پرسش هائی که از یک روح و حقیقت برخوردارند، به پاسخ آنها می پردازد که در زیر می آید:

* آيا ولايت فقيه در محدوده قانون اساسى عمل مى‌كند يا فراتر از آن هم مى‌رود؟

* آيا ولايت فقيه فوق قانون اساسى است؟

* آيا قانون اساسى حاكم بر ولايت فقيه است يا ولايت فقيه حاكم بر قانون اساسى است؟

* آيا ولى فقيه مى‌تواند از وظايف و اختياراتى كه در قانون اساسى براى او معين شده تخطّى نمايد؟

* آيا ولايت فقيه فوق قانون اساسى مدوّن است يا قانون اساسى فوق ولايت فقيه است؟

* آيا اختياراتى كه در قانون اساسى (عمدتاً در اصل 110) براى ولى فقيه بر شمرده شده احصايى است يا تمثيلى؟

...اولا بايد توجه داشت كه اگر در ذهن كسى اين معنا باشد كه بر ولايت فقيه هيچ قانون و ضابطه‌اى حاكم نيست و منظور از فوق قانون بودن اين باشد كه اصلاً قانون، خود ولىّ فقيه است و ولىّ فقيه هر كارى بخواهد مى‌كند و هيچ قانونى نمى‌تواند او را محدود كند و مطلقه بودن ولايت فقيه هم به همين معناست كه ولىّ فقيه ملزم به رعايت هيچ حدّ و حصرى نيست، در اين صورت بايد بگوييم اين تصور قطعاً و صددرصد باطل و غلط است. در بحث پيش هم اشاره كرديم كه ولىّ فقيه ملزم و مكلّف است كه در چارچوب ضوابط و احكام اسلامى عمل كند و اصلاً هدف از تشكيل حكومت ولايى، اجراى احكام اسلامى است و اگر ولىّ فقيه حتى يك مورد هم عمداً و از روى علم، بر خلاف احكام اسلام و مصالح جامعه اسلامى عمل كند و از آن تخطّى نمايد خودبخود از ولايت و رهبرى عزل مى‌شود و ما در اسلام چنين ولىّ فقيهى نداريم كه فوق هر قانونى بوده و قانون، اراده او باشد.

امّا اگر همان‌طور كه از توضيح ابتداى بحث روشن شد منظور قوانين موضوعه باشد كه قانون اساسى از جمله آنهاست، براى پاسخ به اين سؤال بايد نقطه آغازين بحث را ملاك مشروعيت قانون قرار دهيم و اين كه اصولا به چه دليل رعايت يك قانون و عمل به آن بر ما لازم است؟ و آيا هر قانونى به صرف اين كه «قانون» است ما ملزم به پذيرفتن و تن دادن به آن هستيم؟

از خلال مباحث مختلفى كه تاكنون در اين كتاب داشته ايم اجمالا روشن شده است كه به نظر ما اعتبار يك قانون از ناحيه خدا و دين مى‌آيد؛ يعنى اگر يك قانون به نحوى از انحا از خدا و دين سرچشمه بگيرد اعتبار پيدا مى‌كند و در غير اين صورت، آن قانون از نظر ما اعتبارى نداشته و الزامى به رعايت آن نخواهيم داشت.

 بنابراين اگر قانونى را همه مردم يك كشور و حتّى همه مردم دنيا هم به آن رأى بدهند ولى هيچ منشأ دينى و خدايى براى آن وجود نداشته باشد از نظر ما معتبر نيست و ما خود را ملزم و مكلف به رعايت آن نمى‌دانيم. اين قاعده، در مورد قوانين كشور خودمان نيز جارى است. يعنى هر قانونى اعمّ از قانون اساسى يا قوانين مصوّب مجلس شوراى اسلامى و ساير قوانين اگر به طريقى تأييد و امضاى دين و خدا را نداشته باشد از نظر ما هيچ اعتبارى نداشته و در نتيجه هيچ الزامى را براى ما ايجاد نخواهد كرد؛ همان‌گونه كه در مورد قانون اساسى و ساير قوانين زمان طاغوت نيز همين حكم وجود داشت و ما هيچ ارزش و اعتبارى براى آنها قائل نبوديم.

بنابراين، قانون به خودى خود هيچ اعتبارى ندارد حتّى اگر همه مردم به آن رأى داده باشند. البتّه همان افرادى كه رأى داده‌اند يك تعهّد اخلاقى به لزوم رعايت آن دارند ولى آنهايى كه رأى نداده‌اند هيچ تعهّدى در قبال آن ندارند و آنها هم كه رأى داده‌اند تنها تعهّد اخلاقى دارند وگرنه تعهّد شرعى و حقوقى حتّى در مورد آنان نيز در كار نيست.

... به هر حال با توجه به بحث‌ها و مطالب پيشين اين كتاب، اين مطلب روشن است كه اگر ما قانون اساسى فعلى جمهورى اسلامى ايران را معتبر مى‌دانيم نه به لحاظ اين است كه قانون اساسى يك كشور است و درصد زيادى از مردم هم به آن رأى داده‌اند بلكه به اين دليل است كه اين قانون اساسى به امضا و تأييد ولىّ فقيه رسيده و ولىّ فقيه كسى است كه به اعتقاد ما منصوب از جانب امام زمان(عليه السلام) است و امام زمان(عليه السلام) نيز منصوب از جانب خداست و همان‌طور كه حضرت در مقبوله عمر بن حنظله فرمود رد كردن حكم ولىّ فقيه ردكردن حكم امام معصوم است و ردكردن حكم امام معصوم نيز رد كردن حكم خداست. و اگر غير از اين باشد و امضا و تأييد ولىّ فقيه در كار نباشد قانون اساسى ارزش و اعتبار ذاتى براى ما ندارد. و اگر احياناً بر پاى بندى به آن به عنوان مظهر ميثاق ملّى تأكيد مى‌شود به جهت آن است كه ولىّ فقيه به قانون اساسى مشروعيت بخشيده و مشروعيت، از ولىّ فقيه به قانون اساسى سرايت كرده نه آن كه قانون اساسى به ولايت فقيه وجهه و اعتبار داده باشد. سابقاً هم اشاره كرديم كه ولىّ فقيه، مشروعيت و ولايت خود را نه از رأى مردم بلكه از جانب خداى متعال و امام زمان(عليه السلام) دريافت كرده است و ريشه مسأله هم در اين بود كه يگانه مالك حقيقى جهان و انسان، خداى متعال است و هر گونه دخل و تصرّفى بايد به نحوى، مستقيم، يا غير مستقيم با اذن و اجازه آن ذات متعال باشد.

پس آن چه را كه ولىّ فقيه اجازه تصرّف و اِعمال ولايت در مورد آنها را دارد به موجب اذنى است كه خداى متعال و امام زمان(عليه السلام) به او داده‌اند نه آن كه به واسطه اختيارى باشد كه قانون اساسى به او داده است چرا كه قانون اساسى خود نيز مشروعيت و اعتبارش را از ولىّ فقيه كسب مى‌كند.

اكنون از آن چه گفتيم روشن مى‌شود كه ولىّ فقيه، فوق قانون و حكم خدا نيست امّا فوق قانون اساسى، با توضيحى كه داديم، هست و اين فقيه است كه حاكم بر قانون اساسى است نه آن كه قانون اساسى حاكم بر ولايت فقيه باشد. و نيز روشن مى‌شود كه آن چه از وظايف و اختيارات در قانون اساسى براى ولىّ فقيه شمرده شده است تمثيلى، و نه احصايى، است. به اين معنا كه شمّه‌اى از اهمّ وظايف و اختيارات ولىّ فقيه را كه معمولاً مورد حاجت است بر شمرده است نه اين كه در مقام احصاى تمامى آنها باشد. و به يك تعبير هم مى‌شود گفت اين‌ها در واقع احصاى وظايف و اختيارات ولىّ فقيه «در شرايط معمولى و عادى است» كه حتى در همين موارد هم احياناً رهبر نيازى پيدا نمى‌كند كه از همه آنها استفاده كند. امّا اگر فرضاً شرايط بحرانى و اضطرارى در جامعه پيش بيايد ولىّ فقيه با استفاده از ولايت خود تصميم هايى را مى‌گيرد و كارهايى را انجام مى‌دهد گر چه در قانون اساسى هم صراحتاً به آن اشاره نشده باشد...

در عملكرد حضرت امام خمينى(رحمه الله) نيز شواهدى بر اين مطلب كه محدوده ولايت فقيه منحصر به آن چه در قانون اساسى آمده نيست، وجود دارد....

+++

چند سوال ساده و ابتدائی سایت از آقای مصباح یزدی:

1-چرا قبل از انقلاب و پیش از تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، هیچ فقیهی قادر نبود تا بصورت رسمی بر شئونات کشور و مقدّرات مردم مسلط شود و اساسا امکان حکومت فقها و اشخاص مورد نظر آنان فراهم نبود؟ این امکان از چه طریقی و به چه صورت و از ناحیه چه کسانی و بر اساس کدام مبانی فراهم شد؟

2-تکلیف قوانینی که ناظر به "منطقه الفراغ دینی" است و شرع، نفیا و اثباتی در این قلمرو نظری ندارد، چه می شود؟ ایا به صرف تائید چنین قوانینی از سوی ولی فقیه، این قوانین هم مشروعیت می یابد؟

3-منظور آقای مصباح از بیان واژه "ما" در عبارات "هر قانونى اعمّ از قانون اساسى يا قوانين مصوّب مجلس شوراى اسلامى و ساير قوانين اگر به طريقى تأييد و امضاى دين و خدا را نداشته باشد از نظر ما هيچ اعتبارى نداشته و در نتيجه هيچ الزامى را براى ما ايجاد نخواهد كرد" و یا "اگر ما قانون اساسى فعلى جمهورى اسلامى ايران را معتبر مى‌دانيم ... به اين دليل است كه اين قانون اساسى به امضا و تأييد ولىّ فقيه رسیده"،معطوف به چه کسانی است؟ اگر منشاء الزامی شدن تبعیت از یک قانون، شرعی بودن آن و امضای ولی فقیه در پای آن است، افراد بی دین، غیر مسلمان، مسلمانان غیر شیعه، مسلمانانی که اساسا به ولایت فقیه و اختیارات او هیچ اعتقادی ندارند و همچنین اتباع خارجی ساکن در ایران و... چه الزامی به تبعیت از چنین قانونی در خفا و آشکار دارند؟

4-آیا افرادی که به شرع، قانون اساسی ج.ا.ایران و ولایت فقیه کوچکترین اعتقادی ندارند، مجازند با همان استدلال آقای مصباح یزدی(همان‌گونه كه در مورد قانون اساسى و ساير قوانين زمان طاغوت نيز همين حكم وجود داشت و ما هيچ ارزش و اعتبارى براى آنها قائل نبوديم.) از این قانون تمکین نکنند؟

5- قانون اساسی قبل از بازنگری هم به تائید ولی فقیه رسیده بود که در آن هیچ مطلبی در مورد مطلقه بودن فقیه وجود نداشت و انتخابی بودن ولی فقیه را مورد تاکید قرار می داد، آیا این قانون مغایر با شرع تنظیم شده بود؟

6-ادعاهای آقای مصباح یزدی را چگونه می توان با اصول 6 و 56 قانون اساسی و همچنین ذیل اصل 107 این قانون که تاکید می کند" رهبر در برابر قوانين با ساير افراد كشور مساوي است "، قابل جمع دانست؟

وانگهی اگر اختیارات مذکور در اصل 110 قانون اساسی تمثیلی است، چرا قانونگذار به این مساله مهم (تمثیلی بودن اختیارات)اشاره ای نکرده و چرا موارد مهمتری نظیر انحلال مجلس و انحلال خبرگان رهبری، را نیز جزء اختیارات رهبری برنشمرده است؟

7- بموجب اصل يكصد و يازدهم قانون اساسی،"هر گاه رهبر از انجام وظايف قانوني خود ناتوان شود، يا فاقد يكي از شرايط مذكور در اصول پنجم و يكصد و نهم گردد، يا معلوم شود از آغاز فاقد بعضي از شرايط بوده است ، از مقام خود بركنار خواهد شد. تشخيص اين امر به عهده خبرگان مذكور در اصل يكصد و هشتم مي باشد. "

اگر بپذیریم که اجرائی شدن و مشروعیت قانون اساسی، منوط به تائید و امضای ولی فقیه است، با کدام مبنا می توان ،ولی فقیه فاقد صلاحیت را از قدرت خلع کرد؟ با توجه به این واقعیت که خبرگان بنوعی منصوب چنین مقامی هستند و قانون اساسی هم مادامی قابلیت اجرائی دارد که ولی فقیه آنرا امضاء کرده باشد و اساسا بر پایه کدام مبنای پذیرفته شده می توان برای رهبری معزول جانشین تعیین کرد؟

8-مهمترین دلیل نقلی آقای مصباح برای اثبات ولایت مطلقه فقیه، ناظر به مقبوله عمربن حنظله است، حال اگر عمربن حنظله به هر دلیلی موفق به دیدار با امام جعفر صادق نمی شد، حکومت فقها با کدام دلیل نقلی به اثبات می رسید و اساسا در شرایطی که برای مسائل جزئی تر ، آیات و روایات فراوانی در اسلام وجود دارد برای چنین امر مهمی که مشروعیت همه چیز را معطوف به امضا و تائید ولی فقیه می داند، چرا همه چیز در گرو دیدار عمربن حنظله با امام جعفر صادق است و چرا قبل از بیان مشکل عمربن حنظله در نزد امام ، حکم و رهنمود محکمی در این خصوص صادر نشده بود؟

از طرفی در شرایطی که امام خود قادر به عینیت بخشیدن حکومت خویشتن نشده اند، چگونه است که در عصر حضور خود در مورد فقها چنین توصیه ای می نمایند و آنها را تا این حد مبسوط الید معرفی می نمایند؟

منبع:وبسایت شخصی اکبر اعلمی

طه سه شنبه بیست و ششم آبان 1388  نظر بدهید!

پیوندهای فامیلی بعضی از مقامات و اشخاص سیاسی در جمهوری اسلامی

پیوندهای فامیلی بعضی از مقامات و اشخاص سیاسی در جمهوری اسلامی

... بسیاری از ائتلاف ها، یارگیری های موجود، جبهه گیری ها و جناح بندی های سیاسی رایج از جمله در انتخابات مختلف، احزاب، گروههای سیاسی و فراکسیون های مجلس شورای اسلامی، مبتنی بر روابط و مناسبات دوستانه و خویشاوندی است. لاجرم آشنائی با نسبت ها و ارتباطات خانوادگی فعالان سیاسی و صاحبان قدرت، تا حدودی می تواند در تحلیل روابط و مناسبات حاکم بر کشور، انگیزه ها، دلبستگی ها و دسته بندی های سیاسی، تشخیص مبنای منازعات و اختلافات خانوادگی و همچنین شناخت و ارزیابی های ما نسبت به مواضع حال و گذشته بعضی از اشخاص و جریانات سیاسی و حاشیه های امنیت آنان مفید و موثر واقع شود، از اینرو پست حاضر به معرفی بخشی از روابط سببی و نسبی بعضی از مسئولین کشوری و لشکری و فعالان سیاسی اختصاص یافته است: ...

"برای مشاهده ی لیست نسبت های فامیلی نظام جمهوری اسلامی روی ادامه کلیک بفرمایید"

 

طه پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

"ایکی قاپیلار"

طه پنجشنبه چهاردهم آبان 1388  نظر بدهید!

بیانیه 14

   بیانیه ۱۴ میر سبز قبا

مهندس میرحسین موسوی در آستانه روز ۱۳آبان بیانیه شماره ۱۴ خود را خطاب به ملت ایران صادر کرد. وی ۱۳ آبان را سبزترین روز سال دانست. به گزارش “کلمه” متن کامل این بیانیه به شرح زیر است.

بسم الله الرحمن الرحیم

در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجه‌ای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحول‌خواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سال‌ها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است …»

دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانش‌آموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانه‌ترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیره‌کننده دست می‌یابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسان‌ها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمی‌شناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه ‌افتادن لازم نبود که پی‌درپی شماتت شوند.

درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام می‌خواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچ‌یک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت. حتی خود دانشجویان تصور می‌کردند بعد از چند روز حادثه تمام می‌شود و به خانه‌هایشان باز می‌گردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد می‌داند که جامعه‌ای شکل‌یافته از چوب‌های فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزه‌ای ندارد. او مردم را رهبر می‌پسندید، زیرا می‌دانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.

آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.

حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد، و اگر برخی دولت‌های بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه می‌کنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می‌نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه‌ وجود دارد برای ملت ما قناعت می‌کنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت ‌‌شویم.

این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد. کی به آن می‌رسیم؟ چه چیز ما را به آن می‌رساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش می‌اندازد؟ و چه چیز آن را کمال می‌بخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.

آیا ما هم می‌توانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسان‌ها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش می‌گذارند در خور نیکویی‌ها قرار می‌گیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنج‌های خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهره‌مند شده‌اند.

راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بین‌المللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند می‌شد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد.
شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانه‌ها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیت‌های هسته‌ای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح‌المبین نامیده شود؟

دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.

چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم.باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.

تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم. و هر آنچه از آرمان‌ها و خواسته‌هایمان که جا بماند با زندگی‌های خود آن را به دست می‌آوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگی‌های ماست.
دستگاه ظاهری می‌تواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباس‌های تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم می‌توانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برنده‌اند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند آنان را در دادگاه‌های نمایشی محکوم کند و نگاه مردم می‌تواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت می‌کنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهین‌آمیز خود خانواده‌های آنان را سرافکنده و خوارشده می‌خواهد و نگاه‌های مردم آنان را در عین تلخ‌کامی‌هایی که می‌چشند سربلند می‌بیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانواده‌ها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر توانایی‌های آنان نگفته‌ایم. دستگاه ظاهری می‌تواند برای این خانواده‌ها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم می‌توانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با حمایت‌‌های خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگی‌های ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا می‌بخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگی‌هایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگی‌های خود به آن جهت می‌دهیم.

بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بی‌محابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار می‌آید اگر زندگی‌های ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگی‌های واضح بود ما تنها در صورتی می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح می‌کردیم و این کار را با زندگی‌های خود انجام می‌دادیم.

البته بسیارند ملت‌هایی که این توانایی خود را به جا نمی‌آورند و ترجیح می‌دهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.

سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک می‌گویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیت‌های بلندشان آرزو می‌کنم.

میرحسین موسوی

طه یکشنبه دهم آبان 1388  نظر بدهید!

فتوای آیت الله حسینعلی منتظری در مورد حقوق ملت تورک آذربایجان

فتوای آیت الله حسینعلی منتظری در مورد حقوق ملت تورک آذربایجان

 

جمعه  ۱ آبان ۱٣٨٨ -  ۲٣ اکتبر ۲۰۰۹

 اویرنجی: آیت الله حسینعلی منتظری یکی از مراجع تقلید با انتشار فتوایی خواستار احترام و بقای زبان ترکی در ایران شده است. این مجتهد معترض در ایران که به سیاستهای حکومت اعتراض دارد با این فتوای خود خواهان اجرای اصل پانزدهم قانون اساسی شده است. ایشان از ترکها خواسته است که حقوق قانونی و شرعی خود را از طریق مجاری قانونی تعقیب کنند. اصل فتوا که در سایت ملی حرکت آمده است در زیر می آید.

طه سه شنبه پنجم آبان 1388  نظر بدهید!

گئتمه ترسا بالاسی

بعد از وقفه ای که به دلیل مشغله ی کاری در به روز کردن وبلاگ پیش آمده بود با شعری لطیف از استاد شهریار در خدمت خوانندگان گرامی هستم.

گئتمه ترسا بالاسی

 

 اذن وئر توي گئجه سي من ده سنه دايه گليم

ال قاتاندا سنه مشاطه ، تماشايه گليم

سن بو مهتاب گئجه سي سئيره چيخان بير سرو اول

اذن وئر ، من ده دالينجا سورونوب سايه گليم

منه ده باخدين او شهلا گوزونله ، من قارا گون

جرئتيم اولمادي بير كلمه تمنايه گليم

من جهنم ده ده باش ياسديقا قويسام سنيله

هئچ آييلمام كي دوروب جنت مآوايه گليم

ننه قارنيندادا سنله آكيز اولسيديم اگر

ايسته مزديم دوغولوب بيرده بو دونيايه گليم

سن ياتيب جنتي رؤياده گؤرنده گئجه لر

من ده جنتده قوش اوللام ، كي او رؤيايه گليم

قيتليغ ايللر ياغشي تك قورويوب گؤز ياشيميز

كوي عشقينده گرك بيرده مصلايه گليم

سن ده صحرايه مارال لار كيمي بير چيخ ، نولي كي

من ده بير صيده چيخانلار كيمي ، صحرايه گليم

آللاهيندان سن اگر قورخموييب ، اولسان ترسا

قورخورام من ده دؤنوب دين مسيحايه گليم

شيخ صنعان كيمي دونقوز اوتاريب ايللرجه

سني بير گؤرمك اچون معبد ترسايه گليم

يوخ صنم! آنلاماديم ، آنلاماديم ، حاشا من

بوراخيم مسجيديمي ، سنله كليسايه گليم!

گل چيخاق طور تجلايه ، سن اول جلوه ي طور

من ده موسي كيمي ، او طوره تجلايه گليم

شيردير (( شهريار )) ين شعري ، الينده شمشير

كيم دئيه ر من بئله بير شيرله دعوايه گليم

طه سه شنبه پنجم آبان 1388  نظر بدهید!

اعلمی در دفاع از دانشجویان محروم از تحصیل آذربایجان

اعلمی در دفاع از دانشجویان محروم از تحصیل آذربایجان

"مسدود کردن راه خدا" یا "جنایت آپارتاید" در دولت مهرورز !؟

تشویق و ترغیب شهروندان به کسب علم و دانش و ادامه تحصيل، بزرگترين خدمت به اعتلاي سطح دانش در یک جامعه محسوب مي‌شود.

به همین سبب در اغلب کشورها مقامات و مسئولان مربوطه اهتمام خود را صرف برطرف نمودن موانع تحصیل شهروندان خود و ارتقای تحصیلی آنها می نمایند.

حتی در رژیم گذشته هم اگر کسی مرتکب شدیدترین جرائم سیاسی می شد عملا او را از ادامه تحصیل در دانشگاهها محروم نمی کردند.

اهمیت کسب علم و دانش تا آنجاست که اولیای دین نیز به شیوه های مختلف به تجلیل از علم و معرفت پرداخته و مسلمانان را به کسب علم و دانش تحریص و ترغیب می کنند، تاجائیکه پیامبر اکرم ضمن تاکید بر اینکه"آموختن علم بر هر مسلمانی واجب است و خدا جویندگان علم را دوست دارد"(1)، به مسلمانان توصیه می کند که از گهواره تا گور به دنبال کسب علم باشند و علم را اگر چه در چین (بعنوان یکی از دورترین نقاط عالم)باشد، بیابند.

حتی در روایات آمده است که امام چهارم(ع) ، هر گاه جوانهای طالب علم را می دید ایشان را نوازش می کرد و به خود نزدیک می نمود و می فرمود: "مرحبا بر شما، شماها سپرده ها و ذخیره های علم و دانش هستید، امید است امروز که کوچکترین قوم هستید، در آینده بزرگترین گروه دیگر باشید."(2)

از نظر شارع مقدس تحصیل علم و دانش آنقدر حائز اهمیت است که امـام عـلی(ع) جویندگان علم را همردیف با مجاهدین فی سبیل الله بیان کرده و می فرماید:" الشـاخـص فـی طـلب العـلم کـالمـجـاهـد فـی سبیل الله" یعنی " آنکه به جستجوی علم برخیزد، همچون مجاهد در راه خدا است". و در جای دیگری می گویند: "اغد عالما او متعلما، و لا تکن الثالث فتعطب" یعنی " یا دانا باش ، یا جوینده دانایی ، و جز این دو مباش که هلاک خواهی شد."

 بدلیل همین جایگاه است که بموجب بند 3 اصل سوم و همچنین اصل سی ام قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، دولت موظف به فراهم کردن آموزش و پرورش رايگان براي همه ملت در تمام سطوح و تسهيل و تعميم آموزش عالي و همچنین گسترش وسائل تحصيلات عالي به طور رايگان تا سر حد خودكفايي كشور شده است.

با این وصف و به رغم همه این تاکیدات، ملاحظه می شود که محروم کردن جمعی از دانشجویان از ادامه تحصیل در دانشگاه ها، به یکی از کیفرهای حکومتی در جمهوری اسلامی مبدل شده و این گروه از دانشجویان که اتهام آنها نوعا معطوف به فعالیت های سیاسی متفاوت با رویکرد دولت است، از ادامه تحصیل باز می مانند!

متاسفانه احیای شدیدتر این بدعت در دوران حکومت احمدی نژاد و مجازات دانشجویان منتقد حکومت از طریق محروم کردن آنان از ادامه تحصیلات تکمیلی، آنهم بدون آنکه اتهام آنان در دادگاه صالحه ای ثابت شده باشد، بر افتخارات این دولت مهرورز افزوده است!

در ادامه همین برخوردهای حذفی و مغایر با قوانین موضوعه جمهوری اسلامی ایران، در خبرها آمده بود که دانشگاه آزاد اسلامی نیز به پیروی از دانشگاه های تحت پوشش وزارت علوم 4 تن از اعضاي سابق شورای مرکزی تشكل آرمان این دانشگاه را از ادامه تحصيل در دانشگاه های مربوطه محروم کرده است!

يونس زارعيون، بهنام تركانپور ،وحيد شيخ بگلو و نويد محمدي از اعضای سابق شوراي مركزي تشکل دانشجوئی آرمان دانشگاه آزاد تبریز از جمله کسانی هستند که اخیرا به صف محروم شدگان از تحصیل در دانشگاه های آزاد پیوسته اند تا بدینوسیله نشان داده شود که قلمرو مهرورزی دولت حاکم تا دانشگاه آزاد نیز توسعه یافته است!

دانشجویان مذکور مدعی هستند که مسئولان دانشگاه آزاد، محرومیت آنان از ادامه تحصیل در دانشگاه را ناشی از نامه های محرمانه ای عنوان کرده اند که از طرف دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی به آنها ابلاغ شده است!!

گفتنی است که یکی از دانشجویان موصوف، در ترم آخر رشته علوم سياسي در مقطع كارشناسي ارشد به تحصیل اشتغال داشته و  نفر دیگر دانشجوی ترم دوم مديريت صنعتي در مقطع كارشناسي ارشد می باشد و نفر سوم نيز كه در رشته اقتصاد در مقطع كارشناسي ارشد در حال تحصيل بوده، در فاصله زماني دفاع از پايان نامه خود از ادامه تحصيل محروم شده است. نويد محمدي هم كه در آمون ورودي رشته مهندسي کامپیوتر مقطع كارشناسي ارشد قبول شده است، بدون آنکه دلیل قانع کننده ای ارائه شود از ثبت نام اش در دانشگاه جلوگیری بعمل آمده است!

گرچه محروم کردن دانشجویان از ادامه تحصیل در ایران امر بدیعی نیست، لیکن محرومیت دانشجویان مشغول به تحصیل در دانشگاهی که تمام سرمایه آن از طریق دانشجویان و بدون استفاده از سوبسیدهای دولتی تامین می شود، آنهم بدون رای کمیته انضباطی دانشگاه، اقدامی استثنائی و نادر بنظر می رسد!

این قبیل اقدامات در شرایطی صورت می گیرد که  علاوه بر مفاد بند 3 اصل سوم و اصل سی ام قانون اساسی که دولت را به تسهيل و تعميم آموزش عالي و همچنین گسترش وسائل تحصيلات عالي رايگان برای عموم ملت موظف کرده است، مستفاد از بندهای 9 و 14 اصل سوم و نیز اصول 20، 22، 30، 36 و 37 قانون اساسی دولت ملزم است فارغ از نوع مذهب، مسلک و مرام سیاسی ضمن رفع تبعیضات ناروا، امکانات عادلانه را برای آحاد ملت ایجاد کرده و آنان را از همه حقوق انسانی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برخوردار نماید.

اصل نهم قانون اساسی نیز به صراحت بیان می دارد "در جمهوري اسلامي ايران آزادي و استقلال و وحدت و تماميت ارضي كشور از يكديگر تفكيك ناپذيرند و حفظ آنها وظيفه دولت و آحاد ملت است . ...هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور، آزاديهاي مشروع را، هر چند با وضع قوانين و مقررات ، سلب كند."

اصول 19 و 20 قانون اساسی در این خصوص مقرر می دارد:

"مردم ايران از هر قوم و قبيله كه باشند از حقوق مساوي برخوردارند و رنگ ،نژاد، زبان و مانند اينها سبب امتياز نخواهد بود. همه افراد ملت اعم از زن و مرد يكسان در حمايت قانون قرار دارند و از همه حقوق انساني ، سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي با رعايت موازين اسلام برخوردارند."

بر اهل فن پوشیده نیست که از نظر حقوقی واژه "ملت" یک عام مجموعی است و استثنا ناپذیر بوده و همه مردم ایران فارغ از رنگ ، نژاد، زبان ،مذهب، مسلک و مرام را شامل می شود.

به این اعتبار پرواضح است که تحصیلات تکمیلی در دانشگاه ها نه تنها از مصادیق آزادی های های مشروع است بلکه مستفاد از بند 3 اصل نهم و اصل سی ام قانون اساسی جزء حقوق بلامنازع انساني ، سياسي، اجتماعي و فرهنگي یکایک مردم ایران و در زمره تکالیف و تعهدات دولت نسبت به "ملت" محسوب می شود.

از طرفی تبصره یک ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی در تعریف حقوق اجتماعي مقرر می دارد :"حقوق اجتماعي عبارتست از حقوقي كه قانونگذار براي اتباع كشور جمهوري اسلامي ايران و ساير افراد مقيم در قلمرو حاكميت آن منظور نموده و سلب آن بموجب قانون يا حكم دادگاه صالح مي‌باشد". بنابراین هرگونه محرومیت از حقوق اجتماعی مستلزم تصریح قانون و یا حکم دادگاه صالح است. گرچه بنا بر تاکید اصل نهم قانون اساسی حتی با وضع قوانین و مقررات هم نمی توان آزادی های مشروع را که آزادی تحصیل یکی از مصادیق بارز آن است از مردم سلب کرد.

به بیان دیگر استنكاف دولت از انجام تكاليف قانوني خود مبني بر فراهم ساختن شرايط لازم براي تحصيلات عالي و تسهيل و تعميم آموزش عالي و هم‌چنين محروم ساختن اشخاصی كه شرايط علمي آنان احراز شده از حق استيفاي خود در ادامه‌ي تحصيل، به ادله‌ي قانوني نيازمند است.

مضاف بر این دولت جمهوری اسلامی ایران در سال 1363 به کنوانسیون بين‌المللي منع و مجازات جنايت آپارتايد پیوسته و به پیروی از مفادقانون الحاق دولت جمهوري اسلامي ايران به كنوانسيون مزبور که مصوب 4/11/63 مجلس شورای اسلامی است، ملزم می باشد.

‌به موجب ماده 2 قانون مذکور "از نظر اين كنوانسيون واژه"‌جنايت آپارتايد" كه سياستها و رويه‌هاي مشابه جدايي نژادي و تبعيض نژادي را كه در آفريقاي جنوبي اعمال ‌مي‌گردد، شامل مي‌شود، به ديگر اعمال غير انساني كه به منظور ايجاد و برقراري سلطه يك گروه نژادي بر گروه نژادي ديگر انجام مي‌گردد و به طور ‌سيستماتيك آنان را مورد ظلم قرار مي‌دهد نيز اطلاق مي‌گردد."

همچنین مستفاد از بند ج ماده 2 قانون یاد شده " هر گونه اقدامات قانوني و يا اقدامات ديگر كه منظور از آنها بازداشتن گروه و يا گروههايي از مشاركت در زندگي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و ‌فرهنگي كشور ايجاد تعمدي شرايطي جهت جلوگيري از توسعه يك چنين گروه يا گروههايي بخصوص با محروم كردن اعضاي يك گروه و يا گروههاي‌نژادي از حقوق بشر و آزاديها شامل: حق كار، حق تشكيل اتحاديه‌هاي كارگري مجاز، حق تحصيل، حق ترك و بازگشت به وطن، حق داشتن مليت، حق‌آزاد بودن در رفت و آمد يا اقامت، حق آزادي عقيده و بيان، حق آزادي تشكيل مجمع و يا انجمن مسالمت‌آميز" باشد، مصداق جنایت آپارتاید به شمار می رود!

گفتنی است که طبق بند الف ماده 4 این کنوانسیون، كشورهاي طرف قرار داد اين كنوانسيون متعهد شده اند تا تدابير قانوني و يا تدابير ضروري را به منظور منع و همچنين جلوگيري از هر گونه تشويق جنايت آپارتايد و يا سياستهاي مشابه جدايي نژادي‌طلبي ‌و يا مظاهر آن تصويب کرده و  اشخاصي را كه مرتكب اين جنايت گرديده‌اند مجازات نمايند.

‌ضمنا کشورهای عضو ملزم به تصويب تدابير قانوني قضايي و اجرايي براي تعقيب، محاكمه و مجازات افراد مسئول و يا متهم به اعمالي كه در ماده 2 اين كنوانسيون تعريف گرديده‌است می باشند

‌در ماده 5 قانون مذکور آمده است که "افراد متهم به ارتكاب اعمالي كه در ماده 2 اين كنوانسيون بيان گرديده است، ممكن است توسط دادگاه ذيصلاح هر كشور طرف اين كنوانسيون‌كه در مورد مشخص متهم داراي صلاحيت قضايي دولت، محاكمه و يا توسط ديوان كيفري بين‌المللي از سوي آن كشورهاي طرف كه صلاحيت آنرا ‌پذيرفته‌اند محاكمه شوند."

بنا به مراتب اشاره شده، محروم کردن دانشجویان از ادامه تحصیل در دانشگاه ها فاقد هرگونه وجاهت شرعی، قانونی و عقلانی است و این اقدام علاوه براینکه در تعارض آشکار با قوانین و توصیه های شارع مقدس، مستند به مفاد "كنوانسيون بين‌المللي منع و مجازات جنايت آپارتايد" می تواند مصداق "جنایت آپارتاید" هم تلقی شود که هیچگونه تناسبی با شعار خداجوئی و مهرورزی ندارد و اگر به کلام مورد اشاره علی(ع) مبنی بر" الشـاخـص فـی طـلب العـلم کـالمـجـاهـد فـی سبیل الله" استناد جوئیم در این صورت می توان مدعی شد که بازداشتن جوانان این کشور از ادامه تحصیل در دانشگاه ها، از مصادیق بارز مسدود کردن راه خدا"یصدون عن سبیل الله" نیز می باشد. 

وانگهی چنانچه وزارت علوم و یا مسئولان دانشگاه آزاد ،مدعی هستند که دانشجویان محروم شده واجد شرایط قانونی نیستند، نظر به این‌که محروم کردن اشخاص از یک حق اجتماعی، نوعی مجازات تلقی می‌شود و مادامی که جرم افراد مذکور در دادگاه صالحه ثابت نشده، اصل بر برائت است و حکم این مجازات و اجرای آن نیز تنها از طریق دادگاه میسر است، لازم است که مبنای قانونی تحمیل کیفر محرومیت از ادامه تحصیل در مقاطع عالی‌تر برای دانشجویان موصوف را به آنان اعلام نماید.

بهرروی چنانچه دانشجویانی که به صرف دگراندیشی و ابراز عقايد خود و یا فعاليت‌هاي سياسي از حق و آزادی ادامه تحصیل در دانشگاه ها اعم از دانشگاه های تحت پوشش وزارت علوم و یا دانشگاه های آزاد و خصوصی محروم شده اند ، اقدام  مرتكب يا مرتكبين در محرومیت دانشجویان از ادامه تحصیل، اولا مغایر با اصول مختلف قانون اساسی نظیر: بندهای 3، 9، 14، اصل سوم و اصول 22 ،30، 36، 37 و بویژه اصل 23 این قانون است که صراحتا می گوید؛ "تفتيش عقايد ممنوع است و هيچ كس را نمي توان به صرف داشتن عقيده اي مورد تعرض و مواخذه قرار داد" و ثانیا در تعارض آشکار با سایر قوانین موضوعه جمهوری اسلامی، اوامر شرعی و کنوانسیون بين‌المللي منع و مجازات جنايت آپارتايد بوده و جرم محسوب و قابل پي‌گيری قضائی است.

 لذا این دسته از دانشجویان می توانند با استناد به ماده 570 قانون مجازات اسلامی و دیگر قوانین، به محاکم کیفری مراجعه و با اعلام شکایت از بانیان محرومیت از تحصیل خود، نسبت به استیفاء حقوق خویش اقدام نمایند. با این امید که گوش های شنوا و همت عالی برای احیای حق و عدالت وجود داشته باشد.

زیرنویس:

1-(اصول کافی ج 1 /باب دوم/ص 35...

2-کتاب نخبه الخبار تحفه الخیار(تخلیه از رذائل و تحلیه با فضائل) – ص171تاليف سيد مجتبي حسيني مير صادقي زنجاني

طه دوشنبه سیزدهم مهر 1388  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی
اخبار تکمیلی در خصوص صدور احکام سنگین حبس
قسمتی از فیلم اعترافات پخش نشده ابطحی و چند سوال!؟
رژیم لاغری
صدور حکم یک سال حبس تعزیری برای علیرضا فرشی و سیما دیدار از فعالین مدنی آذربایجانی
"ولايت فقيه و قانون اساسى"
پیوندهای فامیلی بعضی از مقامات و اشخاص سیاسی در جمهوری اسلامی
"ایکی قاپیلار"
بیانیه 14
فتوای آیت الله حسینعلی منتظری در مورد حقوق ملت تورک آذربایجان
گئتمه ترسا بالاسی
درباره وب
"فیریلداخ" وبلاگی شخصی یست و به هیچ حزب و گروه داخلی یا خارجی تعلق ندارد!!

آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان

لینک دوستان
بخش ویژه

JavaScript Codes -> کانون صنفی معلمان ایران 

www.yaaran.tk



صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما




 Design By ParsTheme & Publish By ParsTheme


www.parstheme.com